چند روز پیش فرصتی فراهم شد تا به دیدن نمایشگاه مطبوعات بروم. من خاطرات خوشی از جبهه دارم، یا حتی دقیقتر بگویم، بهترین خاطرات من خاطرات جبهه است. به بچههای جهاد میگفتیم سنگرسازان بیسنگر. برای همه سنگر میساختند و حین این کار بی هیچ حفاظی در تیررس دشمن بودند. البته این موضوع قابل مقایسه نیست اما بچههای مطبوعات هم اغلب همین طور هستند. ساده و صمیمی و بی ادعا هستند. انتقاد میکنند که اگر بدانیم و بتوانیم استفاده کنیم به نفع ما و کشور و نظام است. از خدمتگزاران به مردم هم حمایت میکنند. به هر حال برای دیگران سنگر میسازند ولی خودشان سنگری ندارند.
نشریات استانی هم این میان خیلی غریبند. پرسیدم، گفتند هیچ یک از مسئولین فرصت نکرده به دیدارشان برود. من هم که توانستم و رفتم، داشتم میان موج صمیمیت و محبتشان غرق میشدم. از نمونههای این محبت یکی این که به هر غرفهای که رفتم شیرینی محلی استانشان را تعارفم کردند. نمیشد رد کرد. هر غرفهای یک شیرینی خوردن همان و بعد از سه ساعت و نیم در نمایشگاه گشتن میل و نیازی به ناهار نداشتن همان. بگذریم که در این سه ساعت و نیم، تنها توانستم نیمی از نمایشگاه را ببینم.
هر کاری میشود باید برای این عزیزان کرد. باید از آن روز ترسید که این بچههای بی ادعا در پیچ و خم تعارفات روزمره گم شوند. (وب سایت شخصی قالیباف)
[نگرانی پدرانه] یکشنبه شب برای من شب فرخندهای بود. پسر بزرگم الیاس در شب میلاد حضرت معصومه (س) ازدواج کرد. طبیعتا از میان ولادتهای اهل بیت (ع) این ولادت برای ما مردم خراسان که خود را فرزندان معنوی امام رضا (ع) میدانیم حال خاصی دارد. عروسی نه چندان خشک و زاهدانه بود، نه چندان مجلل. طبیعتا شباهتی به عروسیهای آنچنانیای که میشنوید، نداشت. نه اهلش هستیم و نه چنان عروسیای فخر یا لذتی دارد.
مهمانان زیادی محبت کردند و تشریف آوردند. دوستان قدیم و خانوادهی طرفین و دوستان فرزندم الیاس و بسیاری دیگر. از همهشان صمیمانه ممنونم. طبیعتا هم شاد بودم و هم حالی داشتم که به غلط بهش میگویند غم. تا دیشب نچشیده بودم. غم نیست. اما نوعی نگرانی پدرانه است. میدانی فرزندی که بزرگ کردهای کیست و چیست. میدانی همسری که برگزیده است هم به خوبی اوست. میدانی همهی کارها درست است. اما در عین حال میدانی که از فردا کارها بر مدار نوی است. کمی نگرانی و دعا میکنی راحت با مسائل زندگیشان مواجه شوند و زندگی پر خیر و برکتی داشته باشند. (وب سایت شخصی قالیباف)
حضرت فاطمهی معصومه (س) که امروز روز ولادت او است، چیزی دارد که من آن را «رفتار خواهرانهی زنان اهل بیت (ع)» مینامم. زینب کبری (س) نیز همین رفتار را داشت. زندگی و همسر و فرزند داشت، اما یک لحظه در همراهی برادر تردید و تعلل نکرد. فاطمهی معصومه (س) نیز چنین بود. همراه و یاور امام و برادرش علی بن موسیالرضا (علیهالسلام) بود. تقدیر زینب (س) این بود که بعد از برادر بماند و پاسدار و پیامرسان خون برادرش و امامش باشد و تقدیر زینب ثانی، فاطمهی معصومه (س) این بود که برادر بعد از او بماند.
مانند بسیاری از اهل بیت (ع)، او نیز در شعشعهی وجود امامش زیست و شاید به همین دلیل است که خبر زیادی از جزئیات زندگیش به ما نرسیده است، اما همین مختصر که میدانیم واضح و آشکار خبر از اطاعت و همراهی او میدهد. این اطاعت و همراهی تا حدی است که بر جنبههای دیگر از حیات ایشان سایه افکنده و ما را از دیدنش محروم کرده است. با این همه ویژگیهایی چون عصمت، شفاعت، علم لدنی، پیشگویی امام صادق (ع) در مورد ایشان و قم که حرم اهل بیت (ع) و کوفهی کوچک است و صفات و القابی چون محدثه، مقدامه (پیشتاز)، عابده، رشیده، تقیه، رضیه، مرضیه و مانند آن از عظمت این بانوی بزرگوار حکایت میکند. بانویی که گرچه زیاد در این عالم نماند اما از عمر کوتاه خود خوب استفاده کرد و به قلههای کمال انسانی رسید. آن حضرت پیش از این که ازدواج کند رحلت فرموده است. همین باعث شد تا روز ولادت ایشان روز ملی دختران نام بگیرد. این روز را به دختران این مرز و بوم تبریک میگویم و امیدوارم آن حضرت را در تمامی مراحل زندگی اسوه و الگوی خود قرار دهند. (وب سایت شخصی قالیباف)
