قالیباف در گفتوگو با رویتر:
*تعلیق نامحتمل است
*غرب دوران پیش از انقلاب را فراموش كند
*واكنش ایران به هر گونه عملیات نظامی شدید خواهد بود
شهردار تهران در گفتوگو با خبرگزاري انگليسي رويتر گفت كه اگر منتقدان ايران درك كنند كه جمهوري اسلامي ايران قصد ترك صحنه را ندارد، تهران و واشنگتن ميتوانند به مصالحه دست يابند.

به گزارش ايسنا، محمدباقر قاليباف در اين گفتوگو به برنامه هستهيي ايران، روابط ناآرام ايران و آمريكا و نقش ژئوپولتيك ايران در خاورميانه پرداخت و گفت: اشتباه آمريكا و غرب اين است كه فكر ميكنند هنوز هم ميتوانند به دوران پيش از انقلاب اسلامي ايران (در سال 1979 ) برگردند، آنها بايد اين را فراموش كنند.
قاليباف افزود كه دشمنان ايران بايد اذعان داشته باشند كه نظام تقريبا 30 ساله ايران يك تصوير دموكرات از اراده مردم ايران است و اعتقادات مذهبي آنها را نشان ميدهد.
قاليباف تاكيد كرد كه ايران و آمريكا منافع امنيتي مشتركي در منطقه نفت خيز و ناآرام خاورميانه دارند، اما معيارهاي دوگانه آمريكا در زمينه دموكراسي، تروريسم و حقوق زنان و نيز مساله هستهيي ايران مانع هر گونه تفاهم است.
شهردار تهران گفت: ايران درحقيقت در منطقه حضور دارد، آنها بايد اين مسائل را از راه درست آن حل كنند، نه از طريق تلاش براي ناديده گرفتن يا حذف ايران.
قاليباف با اشاره به اتفاق نظر ملي درباره نياز به فن آوري هستهيي صلح آميز در ايران افزود كه تنها برخي اختلافها درباره اين كه چه روشهايي در برخورد با غرب بايد اتخاذ شود وجود دارد.
شهردار تهران گفت: ما چگونه ميتوانيم جهان را مطمئن كنيم كه به دنبال تسليحات هستهيي نيستيم؟ ايرانيها ميخواهند اين اطمينان را به جهان بدهند و با جهان تعامل داشته باشند.
قاليباف كه در طول جنگ ايران و عراق در سال 1980 تا 1988 از فرماندهان جنگ تحميلي بود گفت كه با توجه به گرفتار شدن ارتش آمريكا در بحران هايي كه گريبانگير عراق و افغانستان است وي شك دارد آمريكا به ايران حمله كند.
شهردار تهران گفت: ما معتقديم آمريكا هرگز به چنين كار غيرعاقلانهاي دست نخواهد زد و كاري را كه در قبال عراق و افغانستان انجام داد با ايران تكرار نخواهد كرد.
به گزارش ايسـنا، وي حتي عملياتهاي نظامي محدود آمريكا را نيز محتمل ندانست؛ زيرا ايران واكنش شديدي نشان خواهد داد.
قاليباف گفت: آغاز كردن اين مساله در دست آمريكا است، اما پايان آن اين طور نيست.
وي تاكيد كرد كه ديپلماسي گزينه منطقيتري است.
شهردار تهران اگرچه از مذاكرات درباره بسته مشوقهاي پيشنهادي 1+5 حمايت كرد اما گفت كه احتمال اين كه ايران با درخواست تعليق غني سازي اورانيوم موافقت كند وجود ندارد.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا ايران بدون كنار گذاشتن حق خود در زمينه چرخه سوخت هستهيي، غني سازي را متوقف خواهد كرد تا مذاكرات بتواند آغاز شود گفت: نامحتمل است.
قاليباف در ادامه نيز گفت كه هنوز تصميم نگرفته است در دور بعدي انتخابات رياست جمهوري ايران شركت كند.
وي در پاسخ به سوالي درباره برنامههاي آيندهاش تنها گفت: احتمال اين كه يك شخص سياسي برنامهاي نداشته باشد وجود ندارد.
خبرگزاري فارس: آقاي شهردار پايتان در بين سنگلاخهاي خيابان انقلاب پيچ خورده است؟
آقاي شهردار آيا تاكنون مجبور شدهايد از چهار راه كالج تا چهار راه ولي عصر را پياده طي كنيد؟ آيا پايتان در بين سنگلاخهاي خيابان انقلاب پيچ خورده است؟ آيا تاكنون مجبور شدهايد به خاطر تپههاي شن و ماسهاي ايجاد شده در مسير پيادهروهاي انقلاب بر خلاف مقررات از داخل خيابان عبور و با خودرويي تصادف كنيد؟ آيا شده با پاي شكسته راهي بيمارستان شويد؟
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، چند ماهي است كه شهرداري تهران در اقدامي ضربتي پيادهروهاي خيابان انقلاب را تخريب كرده و به گفته مسئولان شهري، ميخواهند پيادهروهايي در شأن شهروندان درست كنند.
پيادهروهاي خيابان انقلاب مدتهاست همانند خندق توسط مأموران شهرداري تهران كنده و به حال خود رها شده است و معلوم نيست چرا كسي پاسخگو نيست. در صورتي كه هميشه شعار مسئولان شهرداري تقدم پياده بر سواره، ايجاد محيط امن براي تردد عابران پياده و لزوم بهبود پيادهروها بوده است. در كنار اين شعار بايد ديد كه آيا دادن تلفات دست و پاي شكسته جز الزامات تحقق اين شعارهاست.
شاهد اين مدعا شرايط فيزيكي و رواني نامطلوبي است كه به خوبي در چهره عابران پياده در طول مسير خيابان انقلاب است.
اقدام شهرداري تهران در تخريب پيادههاروهاي 2 طرف خيابان انقلاب به معناي واقعي بيتوجهي به حقوق عابران پياده است. به راستي دليل بيتوجهي طراحان پروژه و مسئولان مربوطه نسبت به اين مقوله ساده اما مهم چيست؟ آيا مسئولان شهرداري گمان كردند كه شهروندان به شوق بهبود وضعيت پيادهروهاي اين خيابان تا زمان اتمام پروژه (كه مسئولان حتي زماني براي اتمام آن اعلام نكردهاند) پيادهروي در طول خيابان انقلاب را بايد متوقف كنند؟ اين در حالي است كه شهروندان به تازگي از مشقتهاي پيادهروي در خيابان وليعصر ـ آن هم بعد از صرف مدت زمان طولاني و بودجههاي كلان ـ رهايي پيدا كرده بودند.
بر اساس اين گزارش، پيگيريهاي مكرر خبرنگار فارس براي اعلام وضعيت موجود به مسئولان مرتبط با اين پروژه همچون آقايان مسعود كرباسيان معاون خدمات شهري شهرداري تهران و حجتالله ملاصالحي مدير عامل سازمان زيباسازي تا زمان ارسال اين گزارش به نتيجه نرسيده است.
گويي آن كه محمد عيديان قائم مقام معاون خدمات شهري شهرداري تهران تنها كسي بود كه موفق به تماس با وي شديم اما وي نيز معتقد است كه پاسخگويي به مشكلات اين پروژه به حيطه وظايف وي برنميگردد و در جريان مسايل مربوط به آن نيز قرار ندارد.
سرویس خبرهای ۱۶ ایرنا: محمد باقر قاليباف، شهردار تهران كه چندي است از تنفر و حال به هم خوردگي شخصياش از عالم سياست سخن ميگويد، در گفت وگويي تفصيلي با خبرگزاري رويترز به صورت تلويحي كانديداتوري خود در انتخابات رياست جمهوري را تاييد كرد.
قاليباف گفت: نامحتمل است كه يك شخصيت سياسي برنامههايي نداشته باشد.
وي در عين حال گفته است كه هنوز در اين خصوص تصميمگيري نكرده است.
همچنين شنيدهها حاكي است كه برخي مشاوران قاليباف از وي خواستهاند تا فعلا از طرح مستقيم كانديداتوري خود بپرهيزد تا زمينه براي تخريب شخصيت او فراهم نشود.
محمدباقر قاليباف امروز در پاسخ به اين سئوال كه روز به روز بحث نامزد شدن شهردار تهران در انتخابات رياست جمهوري قوت مي گيرد، افزود: حوزه سياست حالم را بهم مي زند.
وي در خصوص كلانشهر تبريز گفت: قضاوت يك شهردار در مقايسه با قضاوت يك شهروند عادي بايد متفاوت و كارشناسي شده باشد، به همين دليل در اين مدت كوتاه نمي توانم پيرامون اين شهر از لحاظ ساختار شهري نظري بدهم.
قاليباف اضافه كرد: آنچه كه من از داخل هواپيما بر فراز تبريز مشاهده كردم، فقر شديد اين شهر در حوزه فضاي سبز بود.
شهردار تهران اظهار داشت: من فكر نمي كردم كلانشهر تبريز اين قدر با فقر فضاي سبز مواجه باشد.
قاليباف با بيان اينكه بافت فرسوده نيز از ديگر چالش هاي مشهود اين شهر است، افزود: باران ديشب كه هواي تبريز را كاملا صاف و لطيف كرده بود، بافت فرسوده و حاشيه نشيني اين شهر را نمايان تر نمايش مي داد.
وي ادامه داد: فقر فضاي سبز و بافت هاي فرسوده و حاشيه نشيني سه چالش جدي كلانشهر تبريز است.
قاليباف نظافت شهر تبريز را مطلوب خواند گفت: امروز صبح كه از غرب به شرق تبريز مي آمديم نظافت خيابان هاي اصلي و فرعي مناسب بود و در اين مسير فقط در يك تقاطع با چراغ راهنمايي مواجه شديم و در اكثر مسيرها زيرگذر و روگذر احداث شده بود كه نشان از فعاليت هاي خوب عمراني در اين كلانشهر دارد.
لابد خودتان در جريان هستيد، چند وقتي است كه وزارت كشور با شهرداري چپ افتاده و براي ارائه خدمات بهتر به پايتخت، شوراي شهر را همچين بفهمي نفهمي يه كوچولو اذيت ميكند. در اين باره برخي كارشناسان كه هنگام ابراز نظر در خلأ سير نميكنند بر اين باورند كه مشكل اصلي، شهردار تهران است.
بديهي است اگر قاليباف در مديريت شهر تهران چهره موفقي از خود ارائه بدهد، اين خيلي خطرناك است، لذا اگر ما هم جاي وزارت كشور بوديم به شهرداري اتوبوس نميداديم، تاكسي نميداديم، سيمان نميداديم، مجوز توسعه مترو نميداديم، اجازه قيمتگذاري روي آرم طرح ترافيك نميداديم و ... و بعد براي اينكه احيانا شهروندان تهراني متوجه ماجرا نشوند ماجرا را اينطور تحليل ميكرديم كه دادن امكانات به تهران باعث افزايش مهاجرت به پايتخت ميشود و اين مخل آسايش تهرانيهاست.
جلالخالق! حالا من يك توصيه برادرانه دارم، راستش در دعواي وزارت كشور با شهرداري، اين وسط ما تهرانيها بيچاره شديم ؛ لذا بهتر است براي فلج كردن شهرداري به جاي اقداماتي كه به منظور جلوگيري از مهاجرت به تهران صورت ميگيرد و خيلي هم پردردسر است، با يك گلوله برويد در مخ قاليباف.
حكما با كشته شدن شهردار تهران، صورت مسئله كمپلت پاك ميشود، نگراني وزارت كشور هم بابت مهاجرت به تهران به طريق اولي برطرف ميشود.
حالا شما فكر كنيد اگر قاليباف كشته شود، بازتابش چقدر خواندني خواهد شد. بخوانيد:
مهدي كروبي: كشتن شهردار تهران را هم بيندازيد گردن اعتماد ملي اما به مقدسات ربط ندهيد.
محمدخاتمي: ضاربين قاليباف پيام دوم خرداد را نگرفتهاند.
اون يكي خاتمي: درباره ترور قاليباف با سفير آلمان مذاكره خواهيم كرد.
دكتر الهام: ترور شهردار تهران دروغ 13روزنامههاست.
سخنگوي بعدي دولت: سوء قصد به قاليباف تقصير مجلس، خونريزي ايشان از ناحيه سينه و گردن زير سر شوراي شهر، دير رسيدنشان به بيمارستان تقصير مجمع تشخيص و گراني هزينه درمان وي زير سر دانش جعفري است.
بهزاد نبوي: راه حل مشكل وزارت كشور با شهرداري، برقراري رابطه با آمريكاست.
معاون سياسي وزارت كشور: ترور قاليباف را رسانهها به جامعه تحميل كردند.
عضو شوراي مركزي كارگزاران: در جلسه جبهه دوم خرداد راجع به ترور حجاريان و قاليباف صحبت شد اما درباره كروبي حرفي به ميان نيامد.
مدير عامل توانير: به خاطر صرفهجويي در مصرف برق، بهتر است ترورها از شب به روز منتقل شود.
رحيم مشايي: براي سهولت در مراسم بزرگداشت احتمالي شهردار تهران، سهميه بنزين در نظر گرفته ميشود.
فاطمه آجرلو: ضارب قاليباف را به جا نميآورم.
علي زاكاني: سوء قصد به قاليباف به خاطر سوء مديريت دانشگاه آزاد است.
مديرعامل يك كارخانه دولتي: چرا ميگوييد ترور، نگرانكننده است؟
وزير نفت: ترور قاليباف، قيمت نفت را به رقم غيرقابل پيشبيني افزايش ميدهد.
رايس: شهردار تهران بايد در خاك روسيه مورد سوء قصد قرار ميگرفت.
سخنگوي كاخ سفيد: ترور قاليباف كار القاعده است.
فاطمه رجبي: اين ترور در اصل شليك به فرهنگ رضاخاني بود.
محسن كديور: كجاي اسلام آمده كه شهردار تهران نبايد ترور شود؟
محمدباقر قاليباف شهردار تهران در نظر سنجي سايت بهترين شهردار سال 2008 جهان به عنوان يكي از 11 نامزد نهايي براي كسب اين عنوان برگزيده شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت www.worldmayor.com ، اين نظر سنجي بين ماههاي ژانويه تا پايان ماه ژوئن با شركت بيش از 200 هزار نفر از مردم سراسر جهان برگزار شده بود كه پس از آن 11 نفر به عنوان شهردارهاي برگزيده جهان انتخاب شدند.
محمدباقر قاليباف شهردار تهران هم در كنار شهردار شهرهايي مانند كيپ تاون آفريقاي جنوبي، چاكائو ونزوئلا، گوتنبرگ سوئد، نورنبرنگ آلمان، فونيكس آمريكا، زوريخ سوئيس و پورتو آلگره برزيل به عنوان يكي از شهردارهاي برتر با رأي شركت كنندگان برگزيده شده است.
مقامات اين سايت بررسيهاي خود را از اين پس در ميان اين 11 نفر ادامه خواهند داد تا در 23 مهر آينده شهردار برگزيده جهان را معرفي كنند.
هم اكنون رأي گيري مردمي براي انتخاب بهترين شهردار متوقف شده اما شركت كنندگان مي توانند با ارسال ايميل به برگزار كنندگان اين مسابقه نظر خود را در مورد شهردارهاي منتخب خود اعلام كنند.
آدمهای بزرگ فرقشان با بقیه این است که اگر چه خودشان بروند و نباشند، اما یاد و خاطراتشان همیشه باقی است. حتی برای آنها که سالها بعد از رفتن او بیایند. بهشتی یکی از آنهاست. در بزرگی او همین یک جملهی امام بس که: بهشتی یک ملت بود برای ملت ما. آن زمان جوانتر از این بودم که بتوانم بزرگی او را درک کنم. اما شنیدههایم میگوید از آن شخصیتهای بزرگ بود که زمان بزرگیشان را اثبات میکند. روحیهی محقق و نوگرایی داشته. چون 5 سال آلمان زندگی کرده بود فرهنگ آنجا را خوب فراگرفتهبود، البته آنچه را که باید. مثلا نظم و ترتیب را از آنجا گرفته بود. میگفت یکی از علتهای پیشرفت غربیها داشتن نظم و ترتیب و برنامهریزی است. به همین دلیل برای نظم، تمرکز، مدیریت زمان و سازماندهی اهمیت بسیار زیادی قائل بود. تفکر شورایی را هم آنجا دیدهبود، میدانست اسلام هم شورا را میپسندد. کار دستهجمعی را ضرورت میدانست. میگویند حتی توی کارهای تحقیقی هم میخواست که با گروه کار کند. برایش دردسر هم داشت اما ترجیحش بر این بود که از کار و فکر جمع استفاده کند. خلاصه این که تاثیر غرب بیشتر در روشهای او بوده تا در بینش و تفکرش. سعی میکرد آنچه را یاد گرفته به بقیه هم بیاموزد. همکارانش به خاطر دارند که تابستانها را جلسه میگذاشت در مدرسهی نیکان و کتابهای کانت را که هنوز ترجمه نشدهبود خودش برای معلمها میخواند و توضیح میداد و برداشتهای تربیتیش را از آن بیان میکرد. آدم اهل عملی بود. در عرفانش هم همینطور بود. اهل عرفانهای خانقاهی نبود. میگفت چه فایده دارد که یکی به خاطر حفظ دینش بنشیند گوشهی خانه و کاری برای بیرون آمدن از انحطاط نکند؟ حتی توی بحث هم همین عقیده را داشته. میگفته این بحثهای افلاطونی و ارسطویی زمانی که مردم در فقرند به درد نمیخورد. باید بحثهای مفید و کارا کرد. به نظرش شناخت در همین حد کافی بود که انگیزه بدهد برای حرکت آرمانی.
منش اخلاقیش هنوز الگو و نمونه است. عادل و مودب. حتی آن دوره که درگیریها سر بنیصدر زیاد بود اجازه نمیداد که به او توهینی بشود. یکی را که به او توهین کردهبود مجبور کردهبود که برود پشت تریبون و در حضور جمع به خاطر حرف زشتی که به بنی صدر زدهبود استغفار کند. در حالی که بنی صدر خودش هیچ ابایی نداشت از بد و بیراه گفتن به دکتر. با این حال حتی زمانی که فرار کردهبود و همسرش را گرفتهبودند دکتر رفتهبود سراغ آقای موسوی اردبیلی که همسرش را آزاد کنند. آقای اردبیلی گفته بود اجازه ندارد و ممکن است که فردا از این طرف و آن طرف مدرک در بیاید که این خانم هم خلاف سیاسی داشته. بهشتی هم گفتهبود ما پیش از جرم که مجازات نمیکنیم. ما با بنی صدر مشکل داشتیم نه با همسرش. عذرخواهی کردهبود از اینکه دخالت میکند در کار آنها و با استفاده از اختیارات خودش همسر او را آزاد کردهبود. از آن ادمها نبود که مشکلات شخصی را وارد کار کند. صبور و خونسرد بود، عقلگرا و آزادیخواه.
به هر حال اکنون بهشتی و خیلی از بهشتیها از میان ما رفتهاند. سالها از آن زمان که آنها دانهای را کاشتند میگذرد. باید خوب نگاه کنیم و ببینیم ما چه کردهایم؟ باید او و راهش را بهتر ببینیم و بشناسیم. بیراه نبود که امام بعد شهادت آن بزرگ هشدار دادهبودند که امروز بهشتی در میان شما نیست. حواستان باید جمع باشد.
سالهاست از آرام گرفتن چمران می گذرد . سالهاست که دیگر از پشت صخرهای به پشت صخرهای دیگر پریدن و پناه گرفتن و زمان جنگ سرنوشت ساز گذشته و تمام شده . حالا فقط چیزی که مانده خاطره است و یاد این سردار بزرگ اسلام و انقلاب.حرف زدن از او سخت است . از اویی که جمع اضداد بود. به سختی آهن بود و به روانی اشک . اویی که هم پدر یتیمان بود و هم دشمن سرسخت کافران. مردی که حرف کم میزد و کار زیاد میکرد. کسی که هر وقت وقتش بود میماند و زمانش که میرسید بیحرف هجرت میکرد و خودش را میرساند به آنجایی که باید باشد. کسی که به قول امام بیهیاهوی سیاسی و خودنماییهای شیطانی برای خدا به جهاد برخاسته بود و خود را فدای هدف کرده بود نه هوا. و این هنر مردان خداست... کسی که برای خاطر عشق فداکاری کرد و برای خاطر عشق با بیاعتنایی به دنیا نگریست و برای همان همه چیز را زیبا دید و زیبایی را پرستید و خدا را حس کرد. سخن گفتن از او سخت است و حتی غیرممکن . بهترین سخن را امام گفت در بارهی او که «چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام، جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد. ما و شما هم خواهیم رفت. مثل چمران بمیرید»
مثل چمران بمیریم.
ايسنا: به دنبال رد پيشنهاد رشوه 7 ميليارد ريالي از سوي رييس حسابداري يكي از شركتهاي شهرداري تهران، دكتر محمد باقر قاليباف شهردار تهران، دستور پرداخت پاداش مالي براي نامبرده را صادر كرد.

كارگزار، مالك يك واحد تجاري در منطقه سعادت آباد به نام «م ــ ب» 7 ميليارد ريال رشوه به رييس حسابداري يكي از شركتهاي وابسته به شهرداري تهران پيشنهاد كرد.
مالك يك واحد تجاري به متراژ 360 متر مربع به مبلغ دو ميليارد و 400 ميليون ريال در سال 80 از شهرداري تهران خريداري كرد كه در مرحله اول مالك يك سوم بهاي آن را پرداخت و به تعهدات خود در مورد پرداخت الباقي بهاي ملك عمل نكرد. از اين رو، شهرداري موضوع را به مراجع قضايي منعكس و طرح دعوي كرد كه در نهايت دادگاه راي خود را به نفع شهرداري تهران صادر كرد.
اين گزارش حاكي است كه به دليل افزايش ارزش افزوده ملك به مبلغ 360 ميليارد ريال كارگزار مالك و واسطهها در صدد تطميع رييس حسابداري شركت وابسته به شهرداري تهران بر آمدند و بر اين اساس پيشنهاد دادند مبلغ 7 ميليارد ريال جهت مساعدت در تحويل اسناد و مدارك موجود در پرونده، (نسخهاي از قرارداد) همچنين عدم طرح مجدد موضوع در محاكم قضايي طي دو مرحله وجه غيرمتعارف (رشوه) پرداخت شود كه اين موضوع از سوي رييس شركت مذكور رد شد.
گفتني است، رييس حسابداري شركت وابسته به شهرداري تهران پاداش ويژه خود را از شهردار تهران به دليل مقابله با فساد و رشوهخواري دريافت كرد.
محمدباقر قالیباف در وبلاگ خود نوشت:
منحصر كردن مبازره با فساد در افشاگريهاي آتشين و اغلب بيمبنا، كه اخيرا حرف وحديثهای بسياري را برانگيخته نشانگر بدفهمي موضوع و سطحينگري و سادهانگاري مسائل پيچيده است، معضلي كه علاوه بر مبارزه با فساد در ساير حوزهها هم گريبانگير سيستم مديريتي كشور شده و مشكلات عديدهاي را ايجاد كرده است به علاوه چنين مبارزهها و افشاگريهايي، خود منشأ مفاسد عميقتري هستند. ارزان شدن آبرو و حيثيت انسانها و سهولت هتك حرمت و نسبت دادن انواع افتراها و تهمتها به افراد، بيهيچ مبناي قانوني، از هر فسادي بالاتر است.
تجربه نشان داده كه اين رفتارها عايدي و ثمرهاي ندارد و موضوع را پيچيدهتر میکند.
مردم هم در ابتدا ممكن است افشاگران را به عنوان قهرمانان مبارزه با فساد قلمداد كنند اما در ادامه وقتي نتيجهي عيني حاصل نميشود آنچه كه به دست ميآيد «بحران اعتماد» است. رفتارهايي اين چنين اعتماد مردم به مسئولان، به حوزهي سياست و اقتصاد، و سهمگينتر از همه به كليت نظام را زايل ميكند.
حتي خود افشاگران از اين بياعتمادي بينصيب نميمانند. افشاگراني اين چنين مصداق عيني «يكي بر سر شاخه بن ميبريد» هستند. دليل آن هم از اينجا ناشي ميشود كه در بطن چنين افشاگريهايي بيشتر از نيت خير مبارزه با فساد و مفسدين اغراض زشت سياسي نهفته است، مردم هم در ميان مدت متوجه ميشوند كه صاحبان چنين رفتارهايي بيشتر از آنكه دغدغه سلامت و پاكي داشته باشند درد قدرت دارند و بيشتر از آنكه به اصلاح امور بيانديشند به بد نام كردن و بيرون راندن رقباي سياسي خود از عرصه فكر ميكنند.
و اين همان چيزي است كه عرصه سياسي و مديريتي كشور را دچار بحران كرده است: گسست اخلاق از سياست.
در اين عرصه، همه چيز وسيلهاي شده است براي رسيدن به قدرت و حذف ديگران، مبارزه با فساد و افشاگري هم ميتواند يكي از اين وسيلهها باشد.
بر اين اساس معتقدم مبارزه با فساد اگر با دو عنصر مهم ديگر، اخلاق و عقلانيت، همراه نباشد خود موجب فسادي افزونتر خواهد شد.
اگر با اخلاق همراه نباشد به رياكاري، عوام فريبي، فرصت طلبي، حرمت شكني و نفرت پراكني منجر ميشود و اگر با عقلانيت همراه نباشد ره به بيراهه ميبرد.
با عقلانيت است كه ميتوان از سطح امور گذر كرد و به عمق آن رسيد و ساختارها، ضوابط و روابط و مناسبات و بسترهاي مفسدهبرانگیز را ديد و به جاي هياهو با آرامش منفذها و البته بعضاً دروازههاي فساد را بست.
برخي ساختارهاي معيوب اقتصادي، مناسبات غلط حاكم بر سيستم اداري، قواعد و ضوابط پيچيده، و فقدان نظارت مؤثر نهادهاي مسئول، رسانههاي گروهي و نهادهاي مردمي عامل فساد هستند. با عقلانيت میشود اینها را شناخت.
هر كس كه داعيهي مبارزه با فساد داشته باشد بايد اين را با اصلاح ساختارهاي مفسدهبرانگیز آغاز كند. و سپس برخورد قاطع، قانوني و هوشمندانه با مفسدين هم ميتواند مكمل اين اصلاحات باشد وگرنه بسياري از مصاديق فساد در درون اين ساختارها، اغلب قانوني و بر بستر ضوابط شكل ميگيرند و به همين سبب برخورد قضايي و حقوقي با آنها بسيار سخت و بعضاً ناممكن است.
و به زعم بنده، مركز و مدار اين اصلاحات هم ايجاد شفافيت است شفافيت در سيستم مالي اداري، سياسي، منابع، درآمدها، هزينهها، بخششها و...
كاركرد «شفافيت» را هم حتي فراتر از بحث مبارزه با فساد ميدانم. براي مسائل و مشكلات پيچيده كشور در حوزههاي مختلف اگر بتوان يك محور و مركز تعيين كرد (كه برخي معتقدند از لحاظ روششناختي قائل شدن به يك نقطهي مركزي براي همهي مسائل درست نيست.) به نظر بنده آن «عدم شفافيت» است. در سيستم اقتصادي كه آمار و ارقام ضد و نقيض و غير قابل اتكا در همهي حوزهها، حتي امكان شناخت و تحليل سادهترين مسائل اقتصادي، فرهنگي و سياسي را از كارشناسان سلب كرده است، مبارزه با فساد از جنس افشاگريهاي آنچناني چه معنايي ميتواند داشته باشد.
توجه داشته باشيم مبارزه با فساد مشغله و دغدغهي همهي نظامهاي سياسي است، همهي كشورها در راه رسيدن به توسعه و گسترش كارآمدي خود، هزينههاي زيادي صرف مبارزه با فساد ميكنند و برنامههاي پيچيدهاي را در اين جهت طراحي و اجرا ميکنند چرا كه فساد اكنون به عنوان يكي از موانع اصلي توسعه مورد اجماع همهي صاحبنظران است (زماني اين گونه نبود قبلاً برخي حتي فساد را روغن چرخ دندههاي توسعه ميدانستند)
براي نظام ما مبارزه با فساد بالاتر از دغدغهي توسعه و شكوفايي اقتصادي، كه در جاي خود بسيار مهم و اساسي است از زوايه ارزشهاي ديني و انقلابي هم اهميت ويژهاي دارد. به همين سبب بايد با تمام وجود كمر همت را براي مبارزه با فساد، رانت خواري حيف و ميل بيتالمال، ارتشاء سوءاستفاده از موقعيتهاي سياسي و... بست اما با اخلاق و عقلانيت.
و نكتهي آخر اينكه مبارزه با فساد، مانند همهي اقدامات اصلاحي، به فضايي آرام، عقلانيت، تدبير برنامهريزي و هوشمندي نياز دارد در فضاي آشفته، پرهياهو، پر از شعار، تخريب و تهمت و بياخلاقي آنچه كه حتماً به سامان نميرسد مبارزه با فساد است و اتفاقاً چنين فضاهايي بيشتر مناسب گسترش فساد است. مفسدين هم در چنين فضاهايي بهتر ميتوانند به كار متأسفانه پررونق خود بپردازند.
«تمام رنجها و محرومیتها در جهان چشم امید و دست طلب به همت مردان و زنانی دوختهاند که واقعبینانه و عاشقانه به زندگی مینگرند. کسانی که نه میگریزند، نه فقط غصه میخورند و نه تنها قصه میگویند بلکه بینیاز از تأیید و تحسین دیگران با مهری بیقید و شرط در کاستن درد دیگران و پیدا کردن راههای تازه جوینده و پویندهاند.»
اینها حرفهای من هم هست اگرچه خودم ننوشتهام. پنجشنبهی پیش که رفته بودم بازدید، یک خانم نازیآبادی نامهای بهمن داد که با این جملات شروع میشد. بعضی حرفها خستگی آدم را کم میکند و بعضی دیگر برعکس. نامهی این همشهری را که خواندم دلم قرصتر شد. خدا کند این همه رفت و آمد و بالا و پائین مشکلی را از مشکلات این مردم بردارد. خداکند.
گفتن و نوشتن از آن بزرگمردي كه به طرزي اعجاببرانگيز به مرزهاي عصمت نزديك شده بود سهل و ممتنع است. سهل است چون ميراث ماندگار و ستودني او، جمهوري اسلامي، به عنوان نظامي پويا و پيشرو كه نشان از انديشهها، آرمانها و شخصيت والاي او در زندگي دارد زندگي ما را در بر گرفته و بعلاوه وجود ما آكنده از عشق و محبت به آن عارف كمنظير و ذهن و دل ما سرشار از ايمان و پايبندي به راهي است كه بر ايمان ترسيم كرده است.
ممتنع است چرا كه احاطه و شناخت آن شخصيت جامعالاطراف كه در همه حوزههاي مختلف علوم اسلامي، فلسفه، فقه و عرفان و سياست تبحري كمنظير داشت و در عرصهي عمل، در زندگي فردي زاهدي پارسا و در عرصهي جامعه، مديري هوشمند و ژرفنگر بود دور از دسترس امثال بنده كه سهل است براي بزرگان و علما و فضلاي هر يك از اين حوزهها هم دست نيافتني و سترگ مينمايد.
با اين وجود، چارهاي نيست جز كاوش و تأمل بيشتر در انديشهها و آرمانهاي آن بزرگ، تا خودمان را و اعمال و رفتارمان را هر چه بيشتر با آن تراز اسلاميت و انسانيت هماهنگ سازيم.
چرا كه ذرهاي قصور و انحراف از آن راه نجاتدهنده و تعاليبخش خسراني جبرانناپذير به همراه خواهد داشت.
هميشه با خود انديشيدهام، و همه بايد به اين بينديشيم، كه بنيانيترين و محوريترين اساسي كه حضرت امام (ره) همهي زندگي خود را بر مدار آن تنظيم كرد و در راه عملي ساختن آن انديشيد، قيام كرد حكومت تشكيل داد چه بود؟
فكر ميكنم اين بنيان و اساس چيزي نبود جز اعتقاد به اسلام به عنوان ديني جامع، جاودان و فارغ از زمان و مكان و متناسب با هر شرايط و اوضاعي كه تمسك و اجرايي كردن آن در همهي حوزههاي زندگي، رهاييبخش و توأم با تعالي و شكوفايي مادي و معنوي است.
علاوه بر اين اعتقاد به پيوند عميق و همه جانبه اسلام با سياست، جامعه و اقتصاد و درك و شناخت اسلام در ابعاد فردي و جمعي، عبادي و سياسي، مادي و معنوي، دنيوي و اخروي، عصاره زندگي گرانمايهي رهبر كبير انقلاب بود.
امام (ره) علل ريشهاي عقبماندگي ايران و همهي كشورهاي اسلامي در درون و در عرصهي بينالمللي را دور افتادن از اين اعتقاد و تلقي معيوب از اسلام به عنوان ديني صرفاً فردي، معنوي و اخروي ميدانست به همين جهت قيام، جهاد و انقلاب براي تشكيل حكومت اسلامي را ضروريترين و اصليترين راه رهايي از اين وضعيت ميدانست و بدون حكومت، اجراي كامل اسلامي را غيرعملي قلمداد ميكرد.
قبل از امام (ره) توانايي اسلام در سامان دادن زندگي فردي، معنوي و اخروي مسلمانان مورد مناقشه چنداني نبود حتي قوت و كارايي حقوق خصوصي اسلامي مورد توجه بسياري از حقوقدانان غيرمعتقد به اسلام هم بود. آنچه كه مورد بحث بود و آنقدر تكرار شده بود كه حتي مورد پذيرش انكار و نفي بخشي از جامعهي ديني هم قرار گرفته بود امكان و كارايي تشكيل حكومت اسلامي و قابليتهاي اسلام براي ادارهي زندگي اجتماعي و سياسي و اقتصادي مسلمانان بود كه مخالفان چنين امكاني را بالكل نفي ميكردند.
بدینسان، اعتقاد به جامعیت اسلام آنگاه که با شخصیت جامع و ذوالابعاد حضرت امام (ره) همراه انقلاب تاریخ ساز اسلامی به وقوع پیوست و نظام جمهوری اسلامی به عنوان نماد توانمندی دین در اداره ی جامعه به منصه ظهور رسید.
به همين سبب بود كه حضرت امام (ره) احساس ميكرد كاميابي يا ناكامي، قوت و ضعف جمهوري اسلامي فراتر از شكست و پيروزي معمول حكومتهاست و خسران و خسارتي كه از عدم موفقيت نظام جمهوري اسلامي نصيب مسلمانان و اسلام ميشود جبرانناپذير است.
و ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي كه اگر خداي ناكرده اتفاق بيفتد ناشي از ضعف و سستي و قصور و تقصير كارگزاران و مردم جامعه خواهد بود به حساب ناكارآمدي دين اسلام در ادارهي حكومت گذاشته ميشود چيزي كه دشمنان اسلام و ايران بيصبرانه و با تمام وجود منتظر رسيدن چنان روزي هستند و از هيچ كوششي براي سنگاندازي و مانعافكني و ايجاد فشار و به شكست كشاندن نظام جمهوري اسلامي فروگذار نميكنند و مدام نقشه ميكشند و توطئه ميكنند.
امام (ره) به فراست دريافته بود كه ناكارآمدي نظام، ناكارآمدي و عدم توانمندي يك شخص، يك گروه و يا حتي يك ملت و يك كشور نيست بلكه ناكارآمدي دين است در ادارهي جامعه، اقتصاد و سياست. به همين سبب بارها به بيانهاي مختلف ميفرمود كه اگر اين جمهوري شكست بخورد ديگر تشكيل حكومت اسلامي ميسر نخواهد شد.
بر همين اساس اگر در عرصهي نظر اعتقاد به جامعيت و جاودانگي اسلاممحوري اعتقاد امام بود. اثبات كارآمدي نظام، جمهوري اسلامي هم در عرصه عمل بنيانيترين دغدغه و دلنگراني حضرت امام بود به همين سبب همه علما و فضلاي حوزههاي علميه، دانشگاهيان، كارگزاران نظام و گروههاي مختلف جامعه را هميشه دعوت ميكرد كه همهي همّ و غم خود را صرف كارآمدسازي نظام نمايند.
دعوت مجتهدين حوزوي را به اجتهاد معطوف به زمان و مكان و توجه به فقه سنتی جواهری پویا، طرح ايدهي مترقي مصلحت نظام و حكم حكومتي، جذب مشاركت و پشتيباني مؤثر مردم به درستي درك نخواهد شد اگر اين دغدغهي محوري كارآمدي نظام جمهوري اسلامي مورد فهم قرار نگيرد.
«يكي از مسائل بسيار مهم در دنياي پرآشوب كنوي، نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميمگيريهاست، حكومت فلسفة عملي برخورد با شرك و كفر و معضلات داخلي و خارجي را تعيين ميكند و اين بحثهاي طلبگي كه در چارچوب تئوريهاست، نه تنها قابل حل نيست كه ما را به بنبستهايي ميكشاند كه منجر به نقض ظاهري قانون اساسي ميگردد. شما در عين اينكه بايد تمام توان خودتان را بگذاريد كه خلاف شرعي صورت نگيرد- و خدا آن روز را نياورد- بايد تمام سعي خودتان را بنماييد كه خداي ناكرده اسلام در پيچ و خمهاي اقتصادي و نظامي، اجتماعي و سياسي متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.»(1)
حضرت امام (ره) به درستي ميدانست كه بنا به اعتقادات محكم ديني جامعه، بنيانهاي مشروعيت نظام مستحكم است. در عرصهي نظر هم فكر و انديشه شيعي قابليت پاسخگويي به مسائل مختلف فكري را داراست. پايبندي، علاقه و محبت مردم به نظام و آمادگي آنها براي فداكاري و جانفشاني هم، توطئه دشمنان را نقش برآب ميسازد، اما آنچه موجب نگراني ايشان ميشد. عرصهي عمل بود.
پيشرفت كشور در حوزههاي مختلف، عدالت اجتماعي، آزاديهاي عمومي و فراهم آوردن آرامش و رفاه مردم.
و توسعهي كشور و تأمين عدالت اجتماعي، آزادي و رفاه هم از اين منظر براي حضرت امام (ره) اهميت و موضوعيت داشت و هم اينكه ايشان اينها را مقدمهي لازم براي رشد، تربيت و تعالي انسانها كه هدف اصلي انبيا و تشكيل حكومت اسلامي است ميدانست.
براساس اين نگرش و مديريت هوشمندانهي حضرت امام (ره) بود كه نظام ما در دورهي استقرار اوليه خود و هم در دوران دفاع مقدس به عنوان يك نظام كارآمد و توانا معرفي شد. و قابليتهاي نظام ديني در ادارهي عرصهي پيچيده و سختي با جبههي قوي و گسترده دشمنان در جنگ تحميلي آشكار شد. در آن دوران هر چند امكان پرداختن به شكوفايي اقتصادي و عدالت اجتماعي چندان فراهم نبود ولي عملكردمان حتي در اين حوزهها هم قابل قبول بود.
پس از رحلت امام، و پايان جنگ تحميلي با رهبري مدبرانه خلف صالح آن يار سفر كرده و البته آمد و شد دولتهاي مختلف با رويكردها و نقاط ضعف و قوت خاص خود، نظام ما بحرانهاي مختلفي را پشت سر گذاشته و بر مسائل متعددي چيره شده است.
اساساً جمهوري اسلامي به عنوان نظامي نوبنياد، با توجه به مشكلات دوران استقرار اوليه، تحميل جنگ همه جانبه با جبههاي گسترده از قدرتهاي بزرگ، دوران سازندگي و نياز به جبران خسارتهاي جنگ، فشارهاي متعدد بينالمللي، تحريمهاي اقتصادي، كم تجربگي كارگزاران نظام و ناگزيري سعي و خطا در مديريت حوزههاي مختلف، عدم اجماع نظري پيرامون بسياري از اهداف وبرنامهها و بسياري مسائل ديگر دوراني را پشت سر گذاشته كه ميتوان از آن به نام «دوران اضطرار» نام برد.
دوراني كه بسترها و مقدمات لازم براي طراحي وبرنامهريزيهاي بلند مدت فراهم نبود. و نظام دچار مسائل و مشكلات فوري و ضروري و كوتاه مدت بوده است. [دستاوردها و نتايج تلاشهاي اين دوران، هر چند چشمگير و قابل توجه بوده، اما هنوز آن هدف اصلي نظام تحقق پيدا نكرده است].
اما اكنون نظام در درون استقرار يافته، در حوزههاي نظري، مسائل مختلفي كه پيرامون بنيانهاي معرفتي نظام و اساس مشروعيت آن طرح ميشده پاسخهاي مناسبي دريافت كردهاند (در اين زمينه هم فضلاي حوزوي و هم دانشگاهيان ما بايد در عمق بخشيدن ايدهپردازيهاي نوين و گشودن افقهاي تازه و پاسخگويي به مسائل جديد مبتلا به نظام بيشتر تلاش كنند.) زماني دشمنان ما احساس ميكردند كه نظام جمهوري اسلامي ماندگار نخواهد بود و به زودي سرنگون خواهد شد، اكنون پذيرفتهاند كه اين نظام استوار ماندگار است.
سند چشمانداز 20 ساله تدوين شده است و اين نشانگر اين است كه نظام ما به يك اجماع و وفاق نظري در بين رهبران و مسئولان اصلي خود پيرامون افق پيشرو و مسير حركت دست يافته. چهار برنامهي 5 سالهي توسعه اجرا شده و ما از دوران سعي و خطا گذر كردهايم و كارگزاران نظام تجربيات گرانبهايي اندوختهاند وضعيت ما از لحاظ نيروي انساني مجرب و تحصيلكرده و متخصص وضعيت مطلوبي است. بنيانهاي علمي و بسياري زير ساخت ديگر فراهم آمده است. دستورالعملهاي اجرايي اصل 44 قانون اساسي كه ميتواند زمينهي جهش اقتصادي ما را فراهم آورد ابلاغ شده است.
و البته در همهي حوزههاي مديريتي و اجرايي دچار مشكلاتي هستيم.
ظرفيتها و قابليتها براي يك جهش خوب توسعهاي فراهم است اما فاصلهي ما از وضعيت مطلوب هم بسيار است.
قابل قبول نيست كه كشورهاي ديگر كه از لحاظ ظرفيت و منايع و نيروي انساني پايينتر از ما قرار دارند مسير رشد و توسعه را سريعتر از ما طي كنند.
ميان ظرفيتها و امكانات ما از يك طرف و نتايج و دستاوردها و سطح توسعه و پيشرفت ما هماهنگي وجود ندارد.
و در چنين فضايي است كه مقام معظم رهبري گفتمان دههي چهارم انقلاب را گفتمان پيشرفت و عدالت نام ميگذارند و اين يعني درك و شناخت عميق و پايبندي به آرمان اصلي امام (ره) از يك طرف و اشراف و احاطه بر وضعيت كشور در ابعاد مختلف آن از طرف ديگر.
اكنون هر كس، هر جا كه هست اگر دلدادهي امام (ره) است و اگر خود را مريد آن پير فرزانه ميداند بايد در جهت اثبات كارآمدي نظام تلاش كند.
آرامش و ثبات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و رواني، نظام توليد اقتصادي پيشرفته و ساختار اداري پر تحرك و عاري از فساد و رانت، كاهش بيكاري، تورم كم، رفاه اقتصادي، عدالت اجتماعي و كاهش شكاف طبقاتي، شهرها و روستاهاي توسعه يافته نظام اجتماعي با همبستگي بالا ساختار سياسي توسعه يافته و اخلاق مدار و در كل توسعه همه جانبه متوازن و طرح ايران به عنوان الگوي يك كشور پيشرفتيمسلمان با نظام ديني كارآمد يعني تحقق آرمان اصلي حضرت امام (ره).
هر كس در اين راه، قدم بردارد در خط امام (ره) قرار دارد و هر كس در اين مسير دچار قصور و تقصير شود از راه امام (ره) دور ميشود.
پدر حاج احمد متوسلیان هم رفت. این خبر دل خیلیها را سوزاند. حاج غلامحسین سالها چشمبهراه احمد بود. 26 سال شده است که همهمان چشمبهراهیم.
احمد متوسلیان را در کردستان شناختم. هنوز جنگی در کار نبود. تازه شده بود فرمانده سپاه مریوان که دیدمش. جنگ که شروع شد، آمد جنوب. عملیات بیتالمقدس اوج حضورش بود. دیگر همه فهمیده بودند این جوان جدی ـ خیلی جدی- آدم دیگری است. بعد هم که ماجرای سوریه و لبنان و درگیری با اسرائیل پیش آمد، احمد بود که از همه جلوتر بود.
وقتی میرفت خوب میدانست به چه راهی میرود. «این راه بیبرگشت است، دمشق فقط یک راه هوایی دارد؛ ترکیه. ترکیه هم عضو ناتو است و همپیمان اسرائیل. ممکن است این راه را هم ببندند. فقط کسانی بیایند که تا آخر پای کارند.» اینها را موقع رفتن به همهی نیروهای اعزامی به سوریه گفته بود.
وقتی رسیدند سوریه، اسرائیل آتشبس یکطرفه اعلام کرد. رفعت برادر حافظ اسد هم دو دل شده بود. یکی به نعل میزد یکی به میخ. از یک طرف میگفت دیگر آتشبس شده و از طرف دیگر به ماندن نیروهای ایران اصرار داشت. بچهها از این وضعیت خسته شده بودند. حاج احمد هم همینطور. رفته بود سراغ رفعت و گفته بود «ما برای مهمانی اینجا نیامدهایم. هنوز تکلیف جنگ ما با صدام معلوم نیست. اگر ماندن ما را به عنوان برگ برندهی مذاکراتتان میخواهید، ما اهلش نیستیم.»
کاردار سفارت ایران آمده بود پیش احمد متوسلیان و با یک مرسدس پلاک سیاسی و چهار سرنشین راه افتاده بودند سمت بیروت. چهار پاترول پلیس لبنان هم اسکورتشان کرده بودند. فالانژها اما این حرفها حالیشان نبود. بیست کیلومتری شهر اسیرشان کرده بودند. اوراق شناسایی دیپلماتیک هم فایدهای نداشت. از آن روز دیگر ازشان خبری نیست. اما خیلیها میگویند آنها را در زندان اسرائیل نگه داشتهاند. سهنفر دیگر را هم لابد میشناسید؛ کاظم اخوان، سید محسن موسوی، تقی رستگارمقدم.
امام دستور داده بود همه از سوریه برگردند. فرموده بودند خود جوانان لبنانی را آموزش بدهید. خودشان باید هستههای مقاومت تشکیل بدهند و در برابر اسرائیل بایستند. امروز همه فراست امام را در حضور پر اقتدار حزبالله لبنان دریافتهاند اما آنروز خیلیها تعجب میکردند.
نوزدهم تیر ماه 1361، بچههای امام برگشتند. بر خلاف مسیر رفت اینبار سکوت سنگینی بر فضا حاکم بود. در فرودگاه تهران هیچکس نای بلندشدن نداشت. چند لحظه بعد بغض همه ترکید. فرمانده تیپ 27 محمد رسولالله نبود تا بچههایش را آرام کند.
دو روز پیش 5 ژوئن بود. روز جهانی محیط زیست. طبیعتا این روز برای فعالان محیط زیست روز مهمی است . خیلی از آنها برنامهها و فعالیتهای نمادینی دارند برای بزرگداشت این روز. اما فقط آنها نیستند که 5 ژوئن را به محیط زيست و دغدغههای این چنینی میپردازند. علاوه بر آنها در همه جای دنیا شهرداران زیادی هم دور هم جمع می شوند تا خودشان و فعالیتهاشان را اصطلاحا سبز کنند. در مورد فعالیتهای سبز زیست محیطیشان حرف میزنند و در این ضمن تجربههاشان را هم منتقل می کنند به هم. شهرداری تهران هم از سال گذشته به این جمع پیوست و سبز شد. ملحق شد به کنوانسیون محیط زیست شهری که تقریبا همهی شهرداران کلانشهرها در آن مشارکت دارند. کمی دیربود اما بالاخره انجام شد. البته شهرداری چند سالی هست که سعی میکند فعالیتهایش را بر اساس مدیریت زیست محیطی تنظیم کند. به نظر من اساسا بیشتر فعالیتهای مدیریت شهری جنبهی زیست محیطی دارد. طبق اصل50ام قانون اساسی هم -که دوستان فعال محیط زیست زیاد به ان استناد می کنند- حفاظت از محیط زیست وظیفهای عمومی است. برای همین هم سعی کردهایم که فعالیتهامان را بر این اساس تنظیم کنیم. چند وقتی است که مجموعهی محیط زیست تشکیل دادهایم. این مجموعهها همراه با نظام مدیریتیiso14001 در مرکز، مناطق وسازمانهای زیر مجموعه مسقر شدهاند . دی ماه همین امسال هم باید اولین گزارش وضعیت محیط زیست شهر تهران را تحویل بدهیم.
کلید کاهش معضلات زیست محیطی اما هماهمنگی و مشارکت بین مردم و همین مجموعهها است. به نظر من اگرآموزش و اطلاعرسانی درستی داشته باشیم مشارکت مردم را هم خواهیم داشت . حتی با اطمینان می توانم بگویم که مردم در این زمینه از همهی ما جلوتر هم خواهند بود. براي همین آموزشهای مختلفي برای شهروندان به خصوص کودکان و نوجوانان در برنامه قرار گرفته؛ مثل فعالیتها و اموزشها در حوزهی بازیافت و پسماند . مطمئنم مشارکت بین مردم و مدیریت شهری تاثیر خوبی بر پیشبرد کارها دارد . به قول امروزیها میشود موقعیت برد- برد. هر دو طرف سود میبرند از این ماجرا . مردم که آگاه باشند، هم خودشان کمک خواهند کرد به حل معضلات زیست محیطی، هم میتوانند فعالیت های مدیریت شهری را رصد کنند تا از قوانین و ضوابط زیست محیطی تخطی نکنند.
خلاصه این که جدای همهی این برنامهها، ما ایرانی هستیم و پیشینهی ديني و ملیمان، ما را موظف میکند به این که مراقب محیط زیستمان باشیم . ما در شهرداری یاعلی را گفته ایم و منتظریم. منتظر دست هایی که برای کمک به سلامت شهر بلند شوند.
بنده در چند نوبت به گلايه و اعتراض از فضاي حاكم بر سياست كشور از آن به عناوين منجلاب سياسي و عرصهي كثيف نام بردم برخي دوستان انتقاد داشتند كه اين تعابير كمي تند است و بهتر بود كمي نرمتر بحث را مطرح ميكردم.
به دلايلي قبول ندارم آنچه را واقعاً در عرصهي سياسي در جريان است با تعابير بهداشتيتر لاپوشاني كنيم. تعارف نميتوان كرد. انكار مشكلات يا كوچك كردن آنها دردي را دوا نميكند. به خصوص در عرصهي ارزشي و اخلاقي نميتوانيم با تعارف، خوشبينيهاي غير واقعي، واقعيتها را انكار كنيم.
براي رفع مشكلات بايد آنچه كه هست را بپذيريم و اين قدم اول براي حل آنهاست.
بنده به هيچ وجه از اصلاح اوضاع نااميد نيستم اعتقادي هم به سياه ديدن واقعيتها، هر چند كه تلخ باشند ندارم، اميدواري را هم يك وظيفهي اخلاقي قلمداد ميكنيم تلاش براي آفرينش اميد و نشاط انگيزي را هم وظيفهي مسئولين نظام، همهي روشنفكران و دلسوزان كشور ميدانم اما انكار واقعيتهاي تلخ هيچ نسبتي با اميد آفريني ندارد، اتفاقاً آنگاه كه به وجود مشكلات اذعان ميكنيم اميد براي حل آنها هم ايجاد ميشود.
من ميگويم مگر نه اينست كه انقلاب ما در صدد درانداختن طرحي نو براي سياست بود كه همراه و در هم تنيده با اخلاق و معنويت باشد و وجه مميزه انقلاب و نظام ما مگر چيزي غير از پيوند اخلاق و سياست بود، انقلاب ما وعدهي توسعه، پيشرفت و شكوفايي در همهي ابعاد زندگي مردمان جامعه را ميداد و ادعا داشت كه در اين ابعاد زندگي، بعد معنوي و روحي آن هم لحاظ ميشود و اتفاقاً عرصههاي مادي هم با معنويت و اخلاق سامان پيدا ميكند. ديگران قبل از ما و بهتر از ما به توسعه رسيده بودند ولي ما بر آنها خرده ميگرفتيم كه در رسيدن به اين توسعه اخلاق را وانهادهاند و سياست و جامعهي بياخلاق را نكوهش ميكرديم و نويد نظام سياسي را ميداريم كه بر پايه اخلاق شكل گرفته است.
آيا اكنون ميتوانيم ادعا كنيم كه به اين هدف و آرمان بزرگ نائل گشتهايم.
آيا سياست ما به انواع نيرنگ و فريبها، بيصداقتيها، بيمسئوليتيها، تهمتها و افتراها رياكاري ها و قدرت طلبي ها آغشته نشده است.
زماني ادعا ميكرديم كه اگر دنبال قدرت هستيم براي بسط ارزشهاي انساني و اخلاقي است. اكنون هم البته همان ادعا را داريم اما در راه رسيدن به قدرت از هيچ بيتقوايي حذر نميكنيم.
ماكياولي بنيانگذار سياست نوين غرب به سياستمداران اين نسخه را تجويز كرد كه ميتوانند اخلاق را ناديده بگيرند و دروغ بگويند و از هر وسيلهاي براي رسيدن به هدف بهره بجويند.
اما توجه داشته باشيم كه هدفي كه ماكياولي براي سياستمداران ترسيم ميكرد وحدت و اقتدار ملي و استواري حكومت بود
ما وعده كرديم كه ما وحدت و اقتدار و منافع ملي را همراه با اخلاق، صداقت، پاكي و راستي تحقق خواهيم بخشيد و عدهاي كه دلهاي بسيار را جذب خود كرد و همگان احساس كردند كه اتفاق بزرگي در حال وقوع است. اما اكنون سياستمداران ما دروغ ميگويند تهمت ميزنند آبرو ميريزند، هيچ مسئوليتي نميپذيرند اما هيچكدام از اينها را در راه كسب منافع ملي مرتكب نميشوند بلكه در جهت منافع شخصي و گروهي خود اخلاق را زير پا ميگذارند.
ميگوييم چون هدف ما بر پاساختن عدالت و اصلاح امور انسانهاست و اين هدف مقدسي است پس براي رسيدن به اين هدف والا ميتوانيم آبروي مخالفان خود را بريزيم به آنان تهمت بزنيم و دروغ ببنديم. ما چون هدفمان اصلاح كشور و آباداني ملت است به رأي مردم هم نياز داريم ميتوانيم وعدههاي دروغين بدهيم. چون پيشرفت كشور و بسط ارزشهاي اخلاقي به تداوم قدرت ما بستگي دارد پس ما حق داريم كه مسئوليت برخي عملكردهاي خودمان را نپذيريم و آنها را به ديگران نسبت دهيم.
در واقع چون هدف ما مقدس است وسيلهي آن هم هر چه باشد توجيه پذير است. و اين چيزي نيست جز بنيان اصلي تئوري ماكياولي، بنده در رابطهي اخلاق و سياست بحث فلسفي نميكنم. به تفاوت اقتضائات و ويژگيهاي عرصهي سياسي با ساير عرصهها هم واقفم مي دانم كه عرصه سياسي متفاوت از ساير حوزه هاست و ويژگي ها، الزامات، نيازمندي ها و شيوه هاي رفتاري خاص خود را دارد. اما به هيچ عنوان، دروغ، تهمت، باند بازي و بي مسئوليتي را توجيه پذير نميدانم.
سياستي كه همراه با اخلاق نباشد هماني است كه در عرف جامعهي ما معروف است كه پدر و مادر ندارد. همان سياستي كه امام راحل آن را به اهل خود وانهاد و سياست همراه با اخلاق را بنيان گذاشت و سياست بدون اخلاق را سياست بازي دانست.
سياست عرصهي تدبير امور و اصلاح اوضاع كشور است ما به سياستورزي نياز داريم ميدانيم كه سياست با قدرت ملازم است براي قدرت هم بايد رقابت كرد رقابت هم آداب و مناسبات خود را دارد اما حرف من اين است كه ميتوان براي رسیدن به قدرت رقابت کرد ولی اخلاق را هم زیر پا نگذاشت.
اخلاق را هم صرفاً در رقابتهای سیاسی خلاصه نکنیم اخلاق را اگر درست بشناسیم همه ی عرصه های عملکرد سیاسی ما را در بر می گیرد.
هنگامی که سیاستمداری وعده ای می دهد اما برای تحقق آن برنامه ای ندارد و راه عملی کردن آن را نمی داند بی اخلاقی کرده است.
سیاستمداری که امروز در یک جایگاه و مقام حرفی می زند و فردا در مقامی ديگر آن را نفی می کند. اخلاق را زیر پا گذاشته است.
مدیری که مسئولیت رفتار سازمان و مجموعه خود را نمیپذیرد رفتار غیر اخلاقی مرتکب شده است.
مسئولی که نصیحت ناصحان دلسوز و متخصصان حوزه ی عمل خود را نمیشنود رفتارش با اخلاق عجین نبوده است.
این فهرست را می توان و باید ادامه داد مصادیق اخلاق در سیاست را باید عینی کرد نباید نگاه ها به حضور اخلاق در سیاست به شکل کلی و حالت فلسفی و انتزاعی طرح شود.
باید نویسندگان ما نشان دهند که با اخلاق می توان تک تک رفتارهای سیاستمداران را بررسی و تحلیل کرد و نسبت هر رفتاری را با اخلاق سنجید.
بنده در راه اخلاقی کردن سیاست هم به صرف نصیحت و اندرز گویی معتقد نیستم باید ساختارها و مناسبات روابطی که به رفتاری غیر اخلاقی منجر می شود را شناخت و اصلاح کرد.
بنده اگر عرصه سیاسی را به عنوان منجلاب توصیف کردم از باب فاصله ای است که این عرصه که با اخلاق گرفته است. و به بی اخلاقی و ضد اخلاقی ها آلوده گشته است.
پيوند اخلاق و سياست را محوري ترين يا يكي از محوري ترين ايده هاي انقلاب اسلامي مي دانم. اگر هم از تعابير تند استفاده كردم، قصدم هشدار دادن و جلب توجه دلسوزان كشور به يكي از معضلات اصلي كشور و نظام بود. خواستم همه ي سياسيون ما به خاطر اين حرف من يكبار به اين حوزه بنگرد كه آيا واقعا آنچه هست آني است كه بايد باشد. نا اميد نباشيم اما بپذيريم كه از منظر اخلاقي عرصه ي سياسي كشور ما قابل قبول نيست.
شهردار تهران تاكيد كرد: اگر قرار باشد كار ساماندهي كودكان كار به شهرداري تهران واگذار شود، طبيعتاً بايد تمام امكانات و كارهاي كه بهزيستي تاكنون در اين خصوص انجام ميداده به شهرداري تهران واگذار شود.

محمدباقر قاليباف در گفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري فارس در پاسخ به اين پرسش كه ايوبي معاون امور اجتماعي و شوراها در وزارت كشور اعلام كرده است كه مسئوليت ساماندهي كودكان كار به شهرداري تهران واگذار شده است و شهرداري در اين زمينه چه تدابيري كرده است؟ گفت:اين موضوع در شوراي اجتماعي بحث شده، ولي هنوز ابلاغي در اين زمينه نشده است.
شهردار تهران ادامه داد: اگر قرار باشد اين كار به شهرداري تهران واگذار شود، طبيعتاً بايد تمام امكانات و كارهاي كه بهزيستي تاكنون در اين خصوص انجام ميداده به شهرداري تهران واگذار شود.
قاليباف تصريح كرد: اين كار در معاونت اجتماعي شهرداري تهران در دستور برررسي قرار گرفته است و آقاي نوريان معاون اجتماعي شهرداري تهران بر روي اين موضوع كار ميكند.
به گزارش فارس، چندي پيش ايوبي معاون امور اجتماعي و شوراها در وزارت كشور از واگذاري مسئوليت ساماندهي كودكان كار به شهرداري تهران بر اساس مصوبه شوراي اجتماعي كشور خبر داد.
ايوبي به جلساتي كه در شوراي اجتماعي كشور در اين خصوص برگزار شده بود اشاره كرد و گفت: در اين جلسه سازمان بهزيستي پيشنهاد كرد كه يك دستگاه مشخص متولي ساماندهي امور كودكان كار باشد.
وي ادامه داد: بعد از بحث و بررسيهاي متعدد قرار شد كه كليه مسئوليت اين مسئله به شهرداري تهران واگذار شود و ساير دستگاههاي مرتبط همچون وزارت كار و سازمان بهزيستي مكلف به همكاري با شهرداري در اين رابطه هستند.
معاون امور اجتماعي و شوراها در وزارت كشور در پاسخ به اين پرسش كه آيا اعتبار خاصي در اين رابطه در اختيار شهرداري قرار خواهد گرفت، گفت: در رابطه با مسايل مالي صحبت خاصي نشد. فقط مقرر شد كه شهرداري نيازهاي خود را براي انجام اين كار به شوراي اجتماعي كشور اعلام كند تا اقدامات لازم در رابطه با آن انجام گيرد.
شهردار تهران، عالم سياست را عالمي خواند كه كثيفتر از آن وجود ندارد و در تاييد اين حرف خود گفت: اين را در دو سه سال ورودم به عالم سياست، متوجه شدم.
به گزارش خبرنگار «شهري» ايسنا، دكتر محمدباقر قاليباف كه به مناسبت سالروز فتح خرمشهر و سوم خرداد، از عصر پنجشنبه به خراسان رضوي سفر كرده بود، پيش از ترك آن جا، عصر جمعه در همايش يادمان سوم خرداد که توسط بسيج دانشجويي دانشگاه فردوسي مشهد و در محل کانونهاي فرهنگي و هنري اين دانشگاه برگزار شد، شركت كرد.
وي طي سخناني گفت: متاسفانه هنوز به جوانان اعتماد كافي نميشود و تا به جوانان اعتماد نکنيم، وضعمان همين است.
شهردار تهران ادامه داد: همه در اين مساله به نوعي مقصر هستند و حتي خود من در اين زمينه، آن گونه که بايد عمل نميکنم و معتقدم آن طور که امام خميني(ره) و نظام به محمدباقر قاليباف، به عنوان جوان آن روز اعتماد کرد؛ من اكنون اين كار را انجام نميدهم و اين يک نقص بزرگ است.
قاليباف در ادامه به موج جمعيتي کشور اشاره کرد و گفت: در سالهاي 63 و 64 اوج تولدها را شاهد بوديم و به همين دليل ابتدا با بحران شير خشک مواجه شديم، بعد براي ثبتنام اينها در مدارس مشکل پيش آمد، چند سال پيش هم سد کنکور ايجاد شد؛ در حالي که براي اينها هيچ فکري نکرديم.
وي با بيان اين که حذف کنکور در چند سال آينده، کار شاقي نيست، گفت: اگر توانايي حذف کنکور را داشتيم، بايد چند سال پيش اين کار را ميکرديم، نه در چند سال آيندهاي که اگر کنکور را هم برنداريم، خودش برداشته ميشود زيرا ظرفيت دانشگاهها بيشتر از تعداد شرکتکنندگان خواهد شد.
قاليباف تصريح کرد: اين تدبير را بايد چند سال قبل ميداشتيم كه با موج ورود به دانشگاه مواجه بوديم.
وي خاطرنشان كرد: براي کنکور كه تدبيري نکرديم و حالا هم با مشکل ازدواج و مسکن همان نسل مواجه شدهايم و بايد آن را حل کنيم؛ چراکه در 40 سالگي، مسکن به درد اين آدمها نميخورد! حداقل بياييم براي سن پيري اين نسل، فکري بکنيم تا در آن زمان مشکل ايجاد نشود.
به گزارش ايسنا وي در ادامه، به نقش ايثارگران در دفاع مقدس نيز اشاره كرد و گفت: آزادي خرمشهر، محصولي از ترکيب عقلانيت و عشق بود و به عبارت ديگر علم و ايمان بود که خرمشهر را آزاد کرد.
فرمانده جنگ در دفاع مقدس، با بيان اين که جبهه واقعا، قطعهاي از بهشت بود، افزود: نوع رابطهاي که در جبهه وجود داشت، خلاف همه حرفهايي است که امروز در سيستمهاي اداري ما مرسوم است.
قاليباف با بيان اين که ميخواهم حرف دلم را امروز بزنم، گفت: متاسفانه برخي مدعيان دروغين كه در جبهه نبودند، امروز بر سر سفره دفاع مقدس نشستهاند، در حالي که آن زمان، رزمندگان واقعي، به دعوت امام خود لبيک گفتند و حالا غريبانه در گوشهاي نشستهاند.
وي خاطرنشان كرد:آن روزها که شيپور جنگ زده و مرد از نامرد مشخص ميشد، كسي اين غايبان و مدعيان دروغين را جبههها نديد.
شهردار تهران گفت: معتقدم وقتي جنگ و فضاي جبهه توانست آدمهاي نادرست را هم اصلاح کند، پس فضاي جبهه آن روز، امروز بايد شبيهسازي شود و در چنين فضايي، پروژههاي عمراني بهبود يابند تا کمتر دچار مشکلات امروز فضاي پيمانکاري شويم.
به اعتقاد قاليباف، امروز هم ميتوان در حوزه اقتصاد، مسائل اجتماعي و عرصه فرهنگي، فضاي جبهه و جنگ را ايجاد كرد و از آن براي توسعه كشور سود برد.
به گزارش ايسنا قاليباف در ادامه با تاکيد بر تعميم دادن فضاي سالم جبهه و جنگ با تمام مردانگيها و رشادتهاي خالصانه، به تمام حوزهها از جمله سياست گفت: در دو سه سال ورودم به عالم سياست، متوجه شدم که کثيفتر از اين عالم، جاي ديگري وجود ندارد.
قاليباف خاطرنشان كرد: وقتي در دانشگاهي از من پرسيده ميشود مگر تو نماز هم ميخواني؟ يا به من ميگويند تو از بسيج حرف نزن که يک شب هم در پايگاه بسيج نخوابيدهاي! اينها همه دغل بازيهاي دنياي سياست است که باعث ميشود برخي از من اين گونه سؤال كنند.
وي با بيان اين که دنياي سياست، عالم صافي نيست و صداقت در آن جايي ندارد، گفت: روزي که پا در عرصه سياست گذاشتم، به خود قول دادم که اخلاق را رعايت کنم؛ هر چند که يک عده به من ميگويند که در عالم سياست نبايد يک سري چيزها را گفت.
به گزارش ايسنا، پس از پايان اين سخنراني قاليباف، زماني كه وي تريبون را ترك كرد، شماري از دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد كه در مراسم حضور يافته بودند، هنگام خروج، از وي سوالاتي را مطرح كردند.
در اين گفتوگو، چند دانشجو مشکلات دانشجويي خود و همچنين درخواستهاي تشکلهاي دانشجويي را با شهردار تهران در ميان گذاشتند که در مواردي از آنها، قاليباف قول پيگيري داد.
شهردار تهران در پاسخ به سوال دانشجويي که از او پرسيد «برخي سايتها عليه شما تبليغاتي ميكنند و حتي عنوان ميشود كه نامزد بالقوه انتخابات رياستجمهوري براي تبليغات به آمريكا ميرود»، خنديد و گفت: من به اين بداخلاقيها توجه نميكنم.
وي همچنين در پاسخ به دانشجويي كه پرسيد علت اجرا نشدن طرح «منوريل» در تهران چه بود؟ گفت: منوريل، به هيچ وجه موضوعي سياسي نيست و آن را سياسي نکنيد؛ اول بياييد ببينيد چرا اجراي طرح احداث منوريل از صادقيه تا فرودگاه منتفي شد؟ اين موضوع که در زمان من نبود. بعد برويد ببينيد که در دنيا منوريل مطرحتر است يا مترو؟ فکر ميکنيد يک شهري مثل پاريس که چند صد کيلومتر مترو دارد، عقلش نميرسيد منوريل كه ارزانتر و بهتر است را راه بيندازد. من معتقدم اگر نوآوري بر بستر علم حرکت نکند، مندرآوردي ميشود.
زندگی کوتاه و پر برکت حضرت فاطمه (س) ثابت کرد که می شود احساسات لطیف زنانه را با شعور و درایت حماسی پیوند داد. میشود از همان خانه منشا تحول اجتماعی شد.در مسجد بلاغت را در ادبیات سیاسی و فرهنگی به اوج رساند؛ ثابت کرد که می شود زن بود و در بدترین دورهها پررنگترین و موثرترین بود. طوری که بعد وفات پیامبر نطق غرایی در مسجد خواند و حساب زیانکاران را روشن کرد؛ می شود دامان گرم و پربرکتی شد برای تربیت کسانش و میشود حتی مأمن بزرگترین بزرگان تاریخ یعنی پغمبر شد و شد ام ابیها.
شخصیت فاطمه در همهی ابعاد سیاسی اجتماعی و فرهنگی ممتاز و برجسته بود . عمر عزیزش کوتاه بود اما سرشار بود از تلاش و مبارزه و در نهایت هم شهادت. تولدی مظلومانه داشت و شهادتی مظلومانهتر. هنگام تولدش کسی به کمک خدیجه نیامد چون که کسانش با او قطع رابطه کرده بودند به خاطر ازدواجش با پیامبر. هنگام شهادتش هم کسی تابوت مبارکش را همراهی نکرد این بار چون خودش خواسته بود. با وجود همهی تنهاییها و سختیها و مظلومیتها شد فاطمه. زنی که ستون خانهی علی بود. طوری که با رفتنش آسمان و زمین برای علی تاریک و زشت شد. فاطمه (س) فاطمه شد تا الگویی کامل باشد برای زنان تمام دورهها و به خصوص برای زن امروز که میخواهد دوشادوش مردان حضور اجتماعی داشته باشند. از فاطمه کاملتر کیست که بتواند در هر زمینهای راهنما و الگو قرار بگیرد؟ از جهت جهاد، مبارزه ، تلاش، کار انقلابی، صبر انقلابی، درس، فراگیری و آموزش، سخنرانی و دفاع از نبوت و امامت و نظام اسلامی، دریای پهناوری از تلاش و مبارزه و کار و در نهایت هم شهادت. کدام زن را بهتر از او در طول تاریخ سراغ دارید که در تمام این زمینهها سرآمد بوده باشد؟ تنها فاطمه، فاطمه است.
شهادت این بزرگ بانو را به همهی آزادگان جهان تسلیت می گویم.
ظهر همین پنج شنبهی گذشته توفیق نصیبم شد که حضرت آیت الله العظمی بهجت را ملاقات کنم. وقت اذان ظهر بود و من در خدمت ایشان بودم. حرفها و نصایح این عارف و مرجع بزرگوار بسیار برایم مغتنم بود. حرفهاشان انگار جواب پرسشهای نگفتهی من بود. بعضی حرفهاشان در مورد وظایف ما در قبال دین و اخلاق مردم یا به تعبیر خودشان راهنمایی مردم و مراقبت از گمراه نکردن آنها بود . بعضی هم حرفهایی بود که خود من هم به آنها رسیده بودم و درکشان کرده بودم. این که بسیجی کسی است که برای خدا کار میکند، نه برای خود. این که راز موفقیت ما در جنگ هم همین بود: دعوت به سوی خدا نه به سوی خود. فرمایشات ایشان برایم بسیار راهگشا بود و گمان میکنم شنیدن آنها برای هر کسی لازم باشد. تعبیر و تفسیر فرمایشاتشان زمان دیگری را می طلبد اما شنیدن سخنانشان لطف خودش را دارد .ایشان فرمودند:
مرافبت کنید مردم را راهنمایی کنید ، گمراهها را راهنمایی کنید ، مردم را گمراه نکنید . طوری باشد که خدا را راضی کنید نه افراد را. پناه ببرید به خدا در کلیات و جزئیات ، یک لحظه غافل نشوید. شما مثل یک آدم عادی نیستید . هرطوری بشود هرکاری بکنید درکلیات و جزئیات به شما نگاه می کنند و مواظبند از شما ایراد بگیرند. از ایراد دروغ نترسید تا دست شما به بالاست . یک ریسمانی دربالای سرتان داشته باشید و به آن چنگ زنید(1). همیشه متکی به خدا و متکی به خواست خدا باشید. او را ناصر و معین خود بدانید . به زید و عمرو و بکر نگاه نکنید که با شما خوب است یا بد؟ نگاه کنید به اینکه خدا از شما راضی باشد این ملاک است ولو همه عالم از شما ناراضی باشد. او که راضی بود غصه ندارد که دیگران راضی هستند یا نیستند . ازشما خوششان می آید یا نمی آید ؟
البته در وسایل (رضایت و تقرب به خدا) چیزی که مختصر و کارکن و مفید باشد صلوات زیاد است و با آن خدا شما را بالا می برد . صلوات عاشقانه و محبانه (بالا می برد) او حاضر است و ما را می بیند ما اورا نمی بینیم ، همانطور که امام ما حاضر است و ما از اوغایبیم ( متوجه او هم باشید ). استادی داشتیم اخبار از مغیبات می کرد من شاگرد و خادم او بودم و خرجی خانه ایشان با من بود . می گفت هرچه دلت خواست استخاره کن و بخر غیر ازتنباکو، با تنباکو مخالف بود. روزی در دلم گفتم غیر ازائمه کسی می تواند اخبار از مغیبات کند ؟ گویی ایشان شنید ، چون فرمود : نعم المؤمنون یعلمون الغیب .(بلی ، مؤمنان علم غیب دارند) این از طریق اتصال به خدا میسر است . اتصال به بالا اتصال دائمی به خدا در جزئیات وکلیات . این که همه چیز از اوست ، و برای امام این امر هست(2). امام زمان (عج) حرف مرا پیش از آنکه شما از من بشنود می شنود آنها عین الله الناظره و اذن الله الواعیه(3) هستند ، حرف شما را هم قبل از آنکه من بشنوم آنها می شنوند . یقینیات را از دست ندهید(4) کارتان برای او باشد. رئیس شدید راستگو باشید . باید طوری باشد که همیشه خدا را بلکه ولی خدا را ناظر وبصیر درجزئیات و کلیات کارتان بدانید.
خدا موفقتان کند که شیاطین انس وجن نتوانند در شما تصرف کنند و نتوانند یقینیات شما را بگیرند . کاری بکنید که پشیمانی نداشته باشد . عمروعاص که ظاهرا دردنیا در ترقی بود هنگام مرگ انگشت دردهان داشت حاکی ار اینکه پشیمانم . هیچکس اینطوری در پشیمانی نمرده من نشنیده ام یا یادم نیست که غیر از او کسی در حال مرگ انگشت دردهان داشته باشد . کاری نکنید که آخرش پشیمان شوید از اولش پشیمان شوید. پشیمانی علامت این است که نباید این کار را بکنی .
کار آسان و کوچک بعد از ملاحظه واجبات و محرمات ، صلوات فرستادن است . صلوات محبت آور است و محبت بالا می کشد.
ایشان سپس اسم مرا پرسیدند و گفتم محمدباقر، فرمودند : با باقرآل محمد (ص) در دنیا وآخرت معیت یابید.
ازخداوند می طلبم که این دعا را در حق این بنده ناچیز استجابت فرماید بمنه وکرمه
----------------------------------------------------
1. مراد حضرتش استمساک به حبل الله المتین و عروه الوثقای کفر به طاغوت وایمان به خداست که درآیه الکرسی آمده است . حبل به اصطلاح اهل لغت و به بیان حکیم فرزانه حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعالی ریسمان یا طنابی که از بالا به پایین می اندازند ویک سرش در دست کسی است که آن بالاست و انسان را به بالا می کشد.
این سخن اشاره است به آیه 105 سوره توبه : وقل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون و به تبع ائمه علیهم السلام این امر برای کمل از اولیا و مژمنان خلص حاصل می شود
2. آنها (ع) چشم بيناي خدا و گوش شنواي خدا هستند ، قسمتي از زيارت مطلقه ششم امير المومنين (ع) است : السلام علیک یا عین الله الناظره و یده الباسطه واذنه الواعیه (مفاتیح الجنان)
3. این بیان نورانی ملهم از سخن امیر المؤمنین(ع) است که آدم (ع) یقین خود را به شک، و رسوخ و پایداری را به دو دلی بفروخت، شادی درونی را به خوف مبدل ساخت و بالیدن و نازش را به پشیمانی ( فباع اليقين بشكه ، والعزيمه بوهنه ، واستبدل بالجذل وجلاء و بالاغترار ندما ( نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، "قم، 1395"، ص 43.) آدم (ع) يقين خود را با شك معامله كرد . يقينش چه بود ؟ عداوت و دشمنی شيطان با او، بقوله تعالى: ان الشيطان لكما عدو مبين، و شك او چه بود ؟ این گمان که شیطان درحرف وسوگندش راست می گوید آنجا که گفت من خیرخواه تو هستم وقال تعالى: و قاسمهما انى لكما لمن الناصحين، و عزيمت جدیت و پشتکار درامور و قاطعیت برآن و در انجام است. چیزی که در امور دنیایی و آخرتی شرط موفقیت است.
4. این بیان نورانی ملهم از سخن امیر المؤمنین(ع) است که آدم (ع) یقین خود را به شک، و رسوخ و پایداری را به دو دلی بفروخت، شادی درونی را به خوف مبدل ساخت و بالیدن و نازش را به پشیمانی ( فباع اليقين بشكه ، والعزيمه بوهنه ، واستبدل بالجذل وجلاء و بالاغترار ندما ( نهج البلاغه، تحقيق صبحى صالح، "قم، 1395"، ص 43.) آدم (ع) يقين خود را با شك معامله كرد . يقينش چه بود ؟ عداوت و دشمنی شيطان با او، بقوله تعالى: ان الشيطان لكما عدو مبين، و شك او چه بود ؟ این گمان که شیطان درحرف وسوگندش راست می گوید آنجا که گفت من خیرخواه تو هستم وقال تعالى: و قاسمهما انى لكما لمن الناصحين، و عزيمت جدیت و پشتکار درامور و قاطعیت برآن و در انجام است. چیزی که در امور دنیایی و آخرتی شرط موفقیت است.
دیدار اخیر قالیباف شهردار تهران با مراجع معظم تقلید در شهر مقدس قم حواشی جالب و قابل تاملی داشت.
به گزارش «فردا»، در دیدار محمد باقر قالیباف شهردار تهران با مراجع معظم تقلید ضمن بررسی عملکرد شهرداری تهران در مدیریت کلان شهر تهران صحبت ها و نکات جالب و قابل تاملی عنوان شد که برخی از آنها بدین شرح است:
آیت الله العظمی مکارم شیرازی خاطرنشان کردند: کارهای بسیار خوبی انجام شده ، بسیاری از انتظارات ما در سخنان شما منعکس بود و جدا خوشحال شدیم . شما در ایجاد رضایت مردم نقش مهمی دارید . کار شما جلوی چشم مردم است . شما (قالیباف ) انتخاب خوبی بوده اید برای این کار ، امتحان خوبی خواهید داد و الگوی خوبی خواهید شد .
همچنین آیت الله جوادی آملی اظهار داشتند گزارش شهردار تهران جامع و کامل و امید بخش بود.
از سوی دیگر آیت الله العظمی موسوی اردبیلی گفتند: تهران خیلی خوب شده ، این کارها گفتنش آسان است و در عمل خیلی مشکل . قبل از شما شهردارهای متعددی آمدند ، اکثرا نیت خدمت داشتند اما بایک کلاف گره خورده سردرگم مواجه بودند . شما سر این کلاف را پیدا کرده اید .
آیت الله علوی بروجردی نیز با تقدیر از خدمات شهردار تهران گفت: سوابق شما (قالیباف ) زبانزد است . باید در مصادر بزرگ در خدمت نظام باشید و خداوند شما را یاری کند تا بیش از این ها موفق شوید .
آیت الله العظمی سبحانی نیز نظر خود را درباره ارزیابی شان از عملکرد قالیباف اینگونه بیان داشتند: آنچه ما فکر کرده بودیم را شما فرمودید .
گفتنی است آیت الله العظمی نوری همدانی نیز با اشاره به خدمات شهرداری تهران به مردم خاطرنشان ساختند: تحولی بسیار گسترده در تهران به وجود آمده و این بسیار ، بسیار قابل تقدیر است . امیدواریم در شهرهای دیگر هم به همین ترتیب این گام ها برداشته شود .
همچنین آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در این خصوص بیان داشتند: خدمات شما معلوم است . اقدامات انجام شده و زحماتی که کشیده اید علامت این است که دلسوزانه و با خلوص نیت خدمت می کنید . علاقه به تنظیم شعائر دین و کمک به فقرا و ضعفا در شما وجود دارد و اولین کسی که باید از این برنامه ها خوشحال شود خود شما هستید .
از سوی دیگر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی در دیدار با شهردار تهران از اقدامات سال گذشته شهرداری در ایام فاطمیه تقدیر کرد و به شهردار تهران و همراهان تاکید کرد : " نماز اول وقت ، خواندن دعای عهد بعد از نماز صبح و خواندن سوره یاسین و هدیه آن به حضرت زهرا (س) در هر روز سبب برکات بسیاری است ."
آیت الله العظمی وحید خراسانی در ادامه اظهار داشتند: ما از کارهای شما بدون تعارف خوشحالیم و از خدا می خواهیم توفیق خدمت بیشتر داشته باشید .
گفتنی است درایت و پیگیری مراجع عظام درباره امورات تهران و پرس و جو از وضعیت کارهای در حال انجام در این شهر نشان از حساسیت ویژه آنان به موضوعات شهر تهران داشت و گاهی این حساسیت به حدی بود که سوال مراجع و پاسخ قالیباف به جزیی ترین مسائل می رسید .
بنابراین گزارش یکی از موضوعاتی که تقریبا در تمامی دیدار ها به آن اشاره شد بحث گرانی بود که بسیاری از آیت عظام از بروز آن ابراز نگرانی کردند . این مراجع با اشاره به این نکته که شهرداری نقشی در حل بحران گرانی ندارد خواستار تلاش و مساعدت این سازمان برای کنترل گرانی و تورم شدند .
یکی از علما در این باره گفت : باید مردم با احترام زندگی کنند نه ترحم . هرکسی باید حداقل ها را داشته باشد . گرانی با تئوری اقتصادی حل نمی شود ، با کشورداری حل می شود . باید با فقر مبارزه علمی سیاسی کنیم . نباید اطعام کنیم بلکه باید اکرام کنیم . مردم گوهری به نام آبرو دارند و گداگونه اداره کردن مردم هنر نیست .
همچنین از موضوعات دیگری که در اکثر دیدارها مطرح شد لغو سفر شهردار تهران به قم و در روز آغاز برف و سرمای شدید در کشور بود که برف سنگین موجب لغو این سفر شد . شهردار تهران در این باره ضمن پوزش از مراجع و آیات عظام گفت : قطعا شما هم رضایت داشتید که من در شرایط بحرانی تهران در خدمت مردم این شهر باشم . آیات عظام نیز ضمن بی سابقه خواندن برف و سرمای زمستان گذشته موفقیت شهرداری تهران در مدیریت بحرانی آن شرایط را ستودند . شایان ذکر است شهر قم در برف زمستان اخیر حدود 2 هفته عملا تعطیل شد .
گفتنی است شهردار تهران با توجه به نزدیک شدن به ایام سالگرد رحلت آیت الله فاضل لنکرانی با فرزند آن عالم ربانی دیدار کرد . شیخ جواد فاضل هم در این دیدار به ذکر خاطره ای از پدر پرداخت و خطاب به قالیباف گفت : دفعه قبل که شما به دیدار پدر آمدید پس از مراجعت شما ایشان به من فرمودند " آقای قالیباف مدیری برجسته است " و مرحوم فاضل به درایت و تدبیر شما اذعان داشت .
بنابراین گزارش از نکات بارز دیدار شهردار تهران با مراجع ، استقبال گسترده آیات عظام از طرح ایجاد بوستان های ویژه بانوان بود .
آیت الله العظمی مکارم در این باره گفت : با شنیدن ای خبر بسیار خوشحال شدم . با این اقدام هم روح بانوان آرامتر می شود و جسم آن ها هم سالمتر می ماند .آیت الله سبحانی هم ضمن ابراز خوشحالی خود از شنیدن خبر افتتاح نخستین بوستان ویژه بانوان در رسانه ها خواستار گسترش این بوستان ها شد . وی همچنین خطاب به شهردار تهران گفت : در دنیا هیچ کاری نیست که کسی به آن ایراد نگیرد و شما بدون در نظر گرفتن این حرفها به تلاش خود ادامه دهید . سایر مراجع هم از ایجاد بوستان های بانوان ابراز خرسندی کردند.
مراسم یادواره شهید کاظمی در قم

آیتالله نوری همدانی از اقدامات شهردار تهران در زمینه خدمت رسانی به مردم تقدیر کرد.
به گزارش مهر، آیتالله نوری همدانی عصر پنج شنبه در دیدار شهردار و جمعی از مسئولان شهرداری تهران به نقش مردم در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: وقت آن رسیده است که دولتمردان و مسئولان به مردم خدمت کنند.
وی با اشاره به ویژگیهای صاحبان قدرت افزود: دوست داشتن مردم، فضیلت بزرگی برای صاحبان قدرت است و دولتمردان باید انساندوستی را سرلوحه کار خود قرار دهند.
این مرجع تقلید ادامه داد: صاحبان قدرت باید بدانند این پست موقت بوده و امانتی است در دست آنها و باید از این فرصت برای تحقق عدالت و خدمت به مردم استفاده کنند.
وی با اشاره به نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر یادآور شد: صاحبان قدرت باید این برنامه و محتوا را نصب العین خود قرار دهند.
ا









