تبليغاتX
دکتر قالیباف - قالیباف: رفتارهاي شعارگونه يكي از آسيب‌هاي نظام است

دکتر قالیباف

وبلاگ دوستداران دکتر محمد باقر قالیباف

شهردار تهران رفتارهاي شعارگونه را يكي از آسيب هاي نظام دانست و گفت: اگر در خدمت رساني به مردم شعارگونه رفتار كنيم، مهمترين سرمايه نظام كه همانا اعتماد مردم است را دچار خدشه كرده‌ايم. 

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، محمدباقر قاليباف امروز در آئين بزرگداشت سالگرد شهادت سردار شهيد «حسن شفيع‌زاده»افزود: اداره جامعه تنها با شعار ممكن نبوده و با آزمون و خطا و احساسات نمي‌توان براي كشور كاري كرد.
وي با بيان اينكه دوران كنوني، دوران تثبيت كارآمدي دين در اداره نظام است، تصريح كرد: امروز بيش از هر زمان ديگر به وفاق و همدلي در عرصه سياسي نيازمنديم.
قاليباف اضافه كرد: امروز مهمترين دغدغه دلسوختگان نظام و طرفداران انقلاب اين است كه كارآمدي دين در اداره جامعه را به اثبات برسانند و حضرت امام (ره)نيز آرماني جز اين نداشت.
وي خاطر نشان كرد: آنهايي كه دغدغه امام، شهدا و ولايت فقيه را داشته و ادامه راه امام و شهدا را تحت عنايات مقام عظماي ولايت تكليف مي‌دانند، بايد دين را در جامعه كارآمد سازند.
اين فرمانده دوران دفاع مقدس در بخش ديگري از سخنان خود برپايي آئين گراميداشت براي شهدا را تجديد عهد و بيعت با آنان و امام شهدا و فرصت مناسبي براي بيان حقايق و واقعيت‌هاي دافع مقدس دانست تا نسل جوان با فرهنگ بالاي شهادت بيشتر آشنا شوند.
قاليباف انتقال صحيح حقايق فرهنگ دفاع مقدس بر آيندگان را در جلوگيري از مظلوميت شهدا دانست و اظهار داشت: تدوام راه شهيدان تنها در گروه بكار بستن آرا و انديشه هاي والاي امام راحل و شهداي بزرگوار است.
شهردار تهران خودباوري، عقلانيت، شجاعت، تدبير و شهادت را از رموز موفقيت هاي ايران اسلامي در عصر حاضر بيان كرد و گفت: در عرصه‌هاي عملي و فن آوري كشور اگر توفيقي حاصل شده است يقينا ريشه در دوران دفاع مقدس و دلاوري هاي شهداي بزرگوار دارد.
وي پيروزي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس را از معجزات دين برشمرد و افزود: هنري را كه دين در پيروزي انقلاب اسلامي به بركت امام راحل ارزاني داشت بايد در تمامي امور اداري كشور بكار گيريم.
قاليباف وضعيت كنوني حاكم بر كشور و پيشرفت‌هاي بدست آمده در عرصه‌هاي مختلف را بركت دفاع مقدس دانست و اظهار داشت: بايد كاري كرد كه واقعيات جنگ در لابلاي اظهارات مدعيان و ميراث‌خوران دفاع مقدس به ‌فراموشي سپرده نشود.
وي با بيان اينكه دفاع مقدس فرهنگ ويژه‌اي به نام بسيج را به وجود آورد كه در تاريخ كشور ماندگار خواهد بود، گفت: امروزه كساني ادعاي امام، ولايت و انقلاب را دارند كه ‌اغلب كمترين ردپايي از آنها را نمي‌توان در مبارزات انقلابي مشاهده كرد.
شهردار تهران با اشاره به خصوصيات مديران انقلاب در ابتداي پيروزي آن، اظهار داشت: بايد كشف شود كه چه دستاني فرصت نمي‌دهند تا هنرنمايي ‌فرزندان انقلاب در عرصه‌هاي مختلف جامعه به منصه ظهور برسد.
وي بار ديگر تصريح كرد: فرهنگ بسيجي، فرهنگ كارشناسي به مسائل علمي و دقت به موضوعات است و امروز پس از 30 سال نمي‌توان با سعي و خطا حركت كرد، ما امروز نيازمند يك حركت جهادي و عملي هستيم چرا كه امروز با سخن درماني مشكل حل نمي‌شود.
فرمانده توپخانه نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز در اين آئين گفت: اين يك واقعيت است كه سردار شهيد «حسن شفيع‌زاده» اختصاص به آذربايجان نداشته بلكه متعلق به تمام ايران است
محمود چهارباغي با اشاره به نقش شهيد «شفيع زاده» در دفاع مقدس اظهار داشت: سرلشگر شهيد «شفيع زاده» از روزهاي آغازين دفاع مقدس تا عمليات والفجر نقش مهم و استراتژيكي در تمامي عمليات هاي رزمي داشته است و اوج اين حضور مقتدرانه ،طراحي و مسئوليت آتش توپخانه‌هاي سپاه اسلام در عمليات والفجر 8 مي‌باشد كه نتيجه آن فتح فاو به دست رزمندگان اسلام بوده است.
وي تاكيد كرد: حضور كارآمد توپخانه سپاه در ميدان هاي رزم افتخار بزرگ كادر توپخانه سپاه بوده و تهيه آتش به موقع و حضور ديده‌بانان جسور و شجاع سپاه از حماسه‌هاي بزرگ توپخانه در دفاع مقدس مي‌باشد.
چهار باغي ،شهيد «شفيع زاده» را بنيانگذار توپخانه سپاه دانست و افزود: ثمره تدبير و تفكرات اين سردار بزرگ آذربايجان راه‌اندازي توپخانه قدرتمند و توانمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است.
گزارش خبرنگار فارس از تبريز حاكي است، حسن شفيع‌زاده در مرداد سال 1336 هجري شمسي در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد شد و تحت تربيت پدر و مادري مؤمن، متدين و مقلد امام پرورش يافت.از همان كودكي در مجالس ديني از جمله برنامه‌هاي سوگواري امام حسين(ع) حضور داشت. سادگي، بي‌آلايشي و گذشت او در سنين كودكي زبانزد همه بود.
در سن 12 سالگي از نعمت پدر محروم گرديد. چون فرزند ارشد خانواده بود،با آن روحيات و مردانگي‌اش عملاً غمخوار مادر فداكار و دلسوز خود شد.
با جديت تمام و احساس مسئوليت، بيشتر از گذشته هم درس ‌خواند،هم يار و ياور خانواده شد.پس از اخذ ديپلم به سربازي اعزام گرديد و همزمان با اوج‌گيري حركت توفنده انقلاب اسلامي در سايه رهنمودهاي حضرت امام خميني(ره) با روحانيون معظم در تبعيد، همچون شهيد آيت الله مدني و شهيد آيت الله دستغيب در تماس بود و در داخل پادگان، فعاليت‌هاي زيادي جهت راهنمايي نظاميان و خنثي كردن تبليغات حكومت نظامي انجام مي‌داد و در همان حال به پخش پيام ها و اعلاميه‌هاي رهبر انقلاب در داخل و خارج پادگان نيز مي پرداخت.
با شور وصف‌ناپذيري در روزهاي سرنوشت ساز 21 و 22 بهمن ماه 1357 تلاش مي كرد و براي به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي از هيچ كوششي فروگذار نبود. هنگامي كه در اوج پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي درب پادگان‌ها بر روي مردم باز شد به همراه تعدادي از جوانان و دانشجويان حزب الهي تبريز براي جلوگيري از افتادن سلاح‌هاي بيت المال به دست ضد انقلاب، بخشي از سلاح ها را جمع آوري و گروه مسلحي را جهت دستگيري ضد انقلاب و ساواكي ها تشكيل داد.
شهيد «شفيع زاده» پس از انقلاب به دنبال تشكيل سپاه، به همراه ديگر برادران، اولين هسته‌هاي مسلح سپاه را پي‌ريزي كرد و در سمت مسئول عمليات سپاه تبريز در سركوبي خوانين و اشرار آذربايجان و حزب منحرف خلق مسلمان نقش فعال داشت.
هنگامي كه به همراه شهيد «باكري» در سپاه اروميه انجام وظيفه مي كرد به عنوان مسئول عمليات براي ايجاد امنيت آن منطقه، در درگيري‌هاي متعدد براي سركوبي گروه‌هاي فاسد تلاش شبانه روزي نمود و توانست در تشكيلات حزب منحله دموكرات نفوذ كرده و باعث متلاشي شدن آن و دستگيري و اعدام تعداد زيادي از كادرهاي آنان گردد.
بهترين و پرثمرترين لحظات حضور در سپاه تبريز، روزهايي بود كه در بيت شهيد آيت الله مدني(ره) به عنوان مسئول تيم حفاظت ايشان انجام وظيفه مي نمود. در جوار آن عالم عارف بود كه غنچه هاي خلوص، صداقت، ايثار و زهد شهيد شفيع‌زاده گل كرد و بعدها در جبهه هاي نبرد نور عليه ظلمت ميوه داد.
با شروع جنگ تحميلي و محاصره آبادان، با يك خمپاره‌انداز كه تحت مسئوليت شهيد «باكري» اداره مي‌شد به جبهه‌هاي جنوب شتافت و به همراه تعدادي ديگر از رزمندگان براي حضور در جبهه آبادان با تحمل مشقات چندين روزه،از طريق ماهشهر و به وسيله لنج از راه خورموسي،خود را به اين شهر رساند و در ايستگاه 7 مستقر گرديد. بعدها با فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر شكستن حصر آبادان، نقش تاريخي خود را در شكستن محاصره آبادان و دفع متجاوزان و اشغالگران بعثي ايفا نمود.
شهيد «شفيع زاده» پس از عمليات طريق القدس به عنوان رئيس ستاد تيپ كربلا كه تازه تشكيل شده بود انجام وظيفه كرد و در شكل گيري، انسجام و فرماندهي آن نقش اساسي داشت.
در عمليات پيروزمندانه فتح المبين معاون تيپ المهدي (عج) بود و خاطره رشادت‌ها و جانفشاني‌هاي وي در اذهان مسئولان جنگ و همرزمانش هرگز از ياد نمي رود.
پس از اين عمليات، با انديشه بلندي كه داشت و تجربياتي كه كسب كرده بود، متوجه شد كه با گسترش سازمان رزمي مردمي، براي انجام عمليات بزرگ، نياز به تشكيلات پشتيباني آتشي به نام توپخانه مي‌باشد. با همفكري تني چند از فرماندهان، ضمن پي‌ريزي و سازماندهي اولين آتشبارهاي توپخانه، مسئوليت هماهنگي پشتيباني آتش در قرارگاه فتح در عمليات بيت المقدس را به عهده گرفت و به خوبي از عهده اين وظيفه بزرگ برآمد. وي با برخورداري از قدرت ابتكار، خلاقيت و آينده‌نگري، هميشه طرح هاي دراز مدت كه مبتني بر واقع‌بيني در كارها و برنامهها بود ارائه مي داد، ضمن آنكه بر مسئله آموزش نيروهاي نيز تأكيد فراوان داشت.
بعدها با تلاش بي وقفه و شبانه‌روزي خود قبضه‌هاي غنيمتي را در قالب توپخانه‌هاي لشكري و گردان‌هاي مستقل توپخانه به سرعت سازماندهي كرد و در عمليات رمضان، اكثريت قريب به اتفاق توپ‌ها را عليه دشمن بعثي بكار برد و در ادامه، با به دست آوردن توپهاي غنيمتي بيشتر، گروه‌هاي توپخانه را به استعداد چندين گردان شكل داد. اين گروه‌ها بازوهايي قوي براي فرماندهي قواي رزمي و پشتيباني محكم براي رزمندگان بودند.
در نبردهاي خيبر، والفجر 8، كربلاي 1، كربلاي 4، كربلاي 5 كه سپاه پاسداران به لحاظ عملياتي مسئوليت مستقلي داشت، پشتيباني آتش كل منطقه عمليات، با رهبري و هدايت وي انجام گرفت.
اوج هنرنمايي و شكوفايي خلاقيت وي در عمليات والفجر 8 تجلي يافت. آتش پر حجم و متمركزي كه با برتري كامل، عليه دشمن اجرا نمود، به اعتراف فرماندهان اسير عراقي، در طول جنگ كسي به خود نديده بود، زيرا قسمت اعظم يگان‌هاي دشمن، قبل از رسيدن به خط مقدم و درگيري با رزمندگان اسلام، منهدم مي شد.
سردار رحيم صفوي فرمانده كل سپاه در پيامي نقش او را در جنگ چنين توصيف كرد: «سيماي او تجلي اراده و مقاومت و تلاش و پيكارش همواره الهام بخش رزمندگان بود. عزيزي كه ثمره سخت كوشي هاي او در جبهه ها هميشه مشهود بود. با تقويت آتش سنگين پيكارگران جبهه نور كه صف دشمنان را از هم مي گسست، رؤياي خام قادسيه را به كابوسي و حشتناك بدل مي ساخت، اوج قدرت آتش توپخانه را جهانيان در نبردهاي والفجر 8، كربلاي 5 و كربلاي 8 به چشم ديدند و زبان به اعتراف آن گشودند، آنجا كه شهيد عزيز ما و همرزمانش با آتش سهمگين، لشكريان دشمن را مضمحل و ضايعات جبران ناپذيري بر خصم زبون وارد نمودند.»
شهيد «شفيع زاده» ضمن شركت در كليه صحنه هاي عملياتي، مسئوليت فرماندهي توپخانه و طرح‌ريزي و هدايت آتش پشتيباني را در قرارگاه‌هاي مختلف به عهده داشت و آخرين مسئوليت وي فرماندهي توپخانه نيروي زميني سپاه و قرارگاه خاتم الانبياء (ص) بود.
شهيد «شفيع زاده» فردي صبور، متواضع، گشاده رو و بشاش بود. در تمام امور، ايثار و گذشت بسياري از خود نشان مي داد و در هر كاري كه پيش مي آمد ابتدا خود پيشدقم مي گريدد. به هنگام عمليات و در زماني كه آتش دشمن در خط مقدم شدت پيدا مي كرد، در خط اول حضور مي يافت و آخرين وضعيت منطقه را براي برنامه ريزي صحيح و هدايت دقيق آتش، بررسي مي كرد. در تصميم گيري ها از نظرات ديگران سود مي جست و در برخوردها و قضاوت عدالت را رعايت مي كرد. در روابط اجتماعي، با ديگران رفتاري پخته و پسنديده داشت و در هر محيطي كه حضور پيدا مي كرد همگان را تحت تأثير قرار مي داد.
شهيد «شفيع زاده» در انجام واجبات و ترك محرمات كوشا بود. به مستحبات اهميت مي داد. اهل نماز شب بود. كم سخن مي گفت و با كردارش ديگران را به عمل صالح دعوت مي كرد.
از تشريفات و تجملات به شدت دوري مي جست و سادگي و بي آلايشي را مشي خود قرار داده بود.در ايام پيروزي انقلاب اسلامي شب و روز نمي شناخت و بعد از آن، در طول جنگ تحميلي، مخلصانه انجام وظيفه مي نمود و هرگز راحت در بستر نخفت.
برادر وي نقل مي كند،«دوبار او را در جبهه ديدم. بار اول زماني بود كه براي ديدنش به پادگان شهيد «حبيب اللهي» اهواز رفتم و سراغ او را گرفتم. دوستانش خنديدند و گفتند اگر او را پيدا كردي سلام ما را هم به او برسان.مرتبه دوم در قرارگاه كربلا بدون هيچگونه تكلفي در كنار ساير نيروها در آن گرماي سوزان جنوب در سنگر خفته بود، در حالي كه روزنامه رويش انداخته بود. مي‌گفتند شب نخوابيده و خيلي خسته است.»
وي مدام در حال سركشي از يگان‌ها و هماهنگي آتش پشتيباني رزمندگان اسلام در جبهه‌هاي جنگ بود و معتقد بود هر چه قبل از عمليات تلاش نمايد به اذن الهي تضميني براي موفقيت لشكريان جبهه حق خواهد بود.
شهيد «شفيع زاده» در هشتم ارديبهشت سال 66در منطقه عملياتي كربلاي 10 در شمالغرب (منطقه عمومي ماووت) در حالي كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروي وي مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرا گرفت و به آرزوي ديرينه خود نايل شد و به ديدار معشوق شتافت.
در بخشي از وصيت‌نامه اين شهيد آمده است:«خدايا من به جبهه نبرد حق عليه باطل آمده‌ام تا جان خود را بفروشم. اميدوارم خريدار جهان من تو باشي، نه كس دگر، دلم مي‌خواهد كه در آخرين لحظه‌هاي زندگيم، بدنم و جسمم آغشته به خون در راه تو باشد، نه راه ديگر.سلام بر امت شهيدپرور و نمونه كه با حضور هميشگي خود در همه صحنه هاي حق عليه باطل، اسلام و امام را ياري كرده و قدرت نفس كشيدن و خواب راحت را از دشمن سلب كرده است.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:14  توسط حمیدرضا  |